
~~~~~~~~~~•⭐️ ⭐️•~~~~~~~~~
مائده آیه۱۰۵
~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ •
آیه۱۰۵} يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
~ ~ ~ ~ ~ •⭐️• ~ ~ ~ ~ ~
آیه۱۰۵} اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمیرساند بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه انجام میداديد آگاه خواهد كرد
~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ •
تفسیر آیه۱۰۵) هرکس مسؤول کار خویش است !
در آیـه قبل سخن از تقلید کورکورانه مردم عصر جاهلیت ازنیاکان گمراه ، به میان آمد و قرآن به آنـهـا صـریحا اخطار کرد که چنین تقلیدى ،با عقل و منطق سازگارنیست ، به دنبال این موضوع طـبـعـا ایـن سؤال در ذهن آنها مى آمد که اگر ما حسابمان را از نیاکانمان در اینگونه مسائل جدا کنیم ، پس سرنوشت آنها چه خواهد شد، به علاوه اگر ما دست از چنان تقلیدى برداریم سرنوشت بـسـیـارى مـردم که تحت تاثیرچنین تقالیدى هستند، چه مى شود، آیه شریفه در پاسخ این گونه سـؤالات مـى گـویـد:((اى کـسـانى که ایمان آورده اید شما مسؤول خویشتنید، اگر شما هدایت یـافـتـیـدگـمـراهـى دیـگـران (اعم از نیاکان و یا دوستان و بستگان هم عصر شما) لطمه اى به شمانخواهد زد)) (ی ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم).
سـپـس اشـاره بـه مـوضـوع رسـتـاخیز و حساب و رسیدگى به اعمال هر کس کرده ، مى گوید ((بـازگشت همه شما به سوى خداست ، و به حساب هر یک از شماجداگانه رسیدگى مى کند، و شما را از آنچه انجام مى دادید آگاه مى سازد)) (الى اللّه مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم تعملون). {تفسیر نمونه}
•~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~?•
~~~~~~~~~~•⭐️ ⭐️•~~~~~~~~~~•
? نکته:
*پاسخ به یک ایراد :
آیه فوق با صراحت مى گوید: شما مواظب و مراقب خود باشید، گمراهى دیگران بر شما زیانى وارد نمى کند، بر این اساس هر کس خود مى داند و عملش، هیچ کس نباید به دیگرى کارى داشته باشد.
به همین جهت، پیرامون این آیه سر و صداى زیادى براه انداخته، بعضى چنین پنداشته اند: میان این آیه و دستور امر به معروف و نهى از منکر که از دستورات قاطع و مسلّم اسلامى است یک نوع تضاد وجود دارد; زیرا این آیه مى گوید: شما مراقب حال خویشتن باشید، انحراف دیگران اثرى در وضع شما نمى گذارد.
از روایات رسیده نیز چنین بر مى آید که: این نوع سوء تفاهم و اشتباه، حتى در عصر نزول آیه براى بعضى از افراد کم اطلاع وجود داشته است.
جبیر بن نفیر مى گوید: در حلقه جمعى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) نشسته بودم و از همه کم سن تر بودم، آنها سخن از امر به معروف و نهى از منکر به میان آوردند، من به میان سخنان آنها پریدم و گفتم:
مگر خداوند در قرآن نمى فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لایَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ؟ (بنابراین امر به معروف و نهى از منکر چه لزومى دارد!)
ناگاه همگى یک زبان مرا مورد سرزنش و اعتراض قرار دادند و گفتند:
آیه اى از قرآن را جدا مى کنى، بدون این که: معنى تفسیر آن را بدانى؟!
من از گفتار خود سخت پشیمان شدم، و آنها به مباحثه در میان خود ادامه دادند.
هنگامى که مى خواستند برخیزند و مجلس را ترک گویند، رو به من کرده گفتند:
تو جوان کم سن و سالى هستى و آیه اى از قرآن را بدون این که: معنى آن را بدانى از بقیه جدا کرده اى، ولى شاید به چنین زمانى که مى گوئیم: برسى که ببینى بخل مردم را فرا گرفته و بر آنها حکومت مى کند، هوى و هوس پیشواى مردم است، و هر کس تنها رأى خود را مى پسندد، در چنان زمانى مراقب خویش باش، گمراهى دیگران به تو زیانى نمى رساند (یعنى آیه مربوط به چنان زمانى است).
بعضى از راحت طلبان عصر ما نیز هنگامى که سخن از انجام دو فریضه بزرگ الهى امر به معروف و نهى از منکر به میان مى آید، براى شانه خالى کردن از زیر بار مسئولیت به این آیه مى چسبند و معنى آن را تحریف مى کنند.
در حالى که با کمى دقت مى توان دریافت تضادى در میان این دو دستور نیست; زیرا:
اوّلاً: آیه مورد بحث مى فرماید حساب هر کس جدا است و گمراهى دیگران مانند نیاکان و غیر نیاکان، لطمه اى به هدایت افراد هدایت یافته نمى زند، حتى اگر برادرِ هم باشند و یا پدر و فرزند، بنابراین شما از آنها پیروى نکنید و خود را نجات دهید (دقت کنید).
ثانیاً: این آیه اشاره به موقعى مى کند که امر به معروف و نهى از منکر کارگر نمى شود، و یا شرائط تأثیر آن جمع نیست.
گاهى بعضى از افراد در چنین موقعى ناراحت مى شوند که با این حال، تکلیف ما چیست؟
قرآن به آنها پاسخ مى دهد که: براى شما هیچ جاى نگرانى وجود ندارد; زیرا وظیفه خود را انجام داده اید، و آنها نپذیرفته اند و یا زمینه پذیرشى در آنها وجود نداشته است، بنابراین، زیانى از این ناحیه به شما نخواهد رسید.
این معنى در حدیثى که در بالا نقل کردیم و همچنین در بعضى از احادیث دیگر نقل شده است که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره این آیه سؤال کردند فرمود:
اِیْتَمِرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ تَناهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ فَإِذا رَأَیْتَ دُنْیا مُؤْثِرَةً وَ شَحّاً مُطاعاً وَ هَوىً مُتَّبِعاً وَ إِعْجابَ کُلِّ ذِى رَأْى بِرَأْیِهِ فَعَلَیْکَ بِخُوَیْصَةِ نَفْسِکَ وَ ذَرْ عَوامَهُمْ!:
امر به معروف کنید و نهى از منکر، اما هنگامى که ببینید، مردم دنیا را مقدم داشته، بخل و هوا بر آنها حکومت مى کند و هر کس تنها رأى خود را مى پسندد (و گوشش بدهکار سخن دیگرى نیست) به خویشتن بپردازید و عوام را رها کنید.
روایات دیگرى نیز به این مضمون نقل شده که همگى همین حقیقت را تعقیب مى کند.
فخر رازى چنان که عادت او است براى پاسخ به سؤال فوق، چندین وجه ذکر مى کند که: تقریباً همه بازگشت به یک چیز یعنى آنچه در بالا آوردیم مى کند و گویا او براى تکثیر عدد، آنها را از هم جدا کرده است!
در هر حال شک نیست، که مسأله امر به معروف و نهى از منکر از مهم ترین ارکان اسلام است که به هیچ وجه نمى توان شانه از زیر بار مسئولیت آن خالى کرد، تنها در موردى این دو وظیفه ساقط مى شود که امیدى به تأثیر آن نباشد و شرایط لازم در آن جمع نگردد.
این احتمال نیز وجود دارد که یکى از موارد مراقب خود بودن، امر به معروف و نهى از منکر است، بنابراین براى حفظ خود باید انجام داد، اما اگر نپذیرفتند در آن صورت زیانى بر ما وارد نخواهد شد.
{تفسیر نمونه}
•~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~•?
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت