بیت الزینب


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


 



دهه فجر, 12 بهمن آغاز دهه فجر, 12 بهمن سالروز بازگشت امام خمینی به ایران
12 بهمن، سالروز ورود امام خمینی به ایران و آغاز دهه فجر

12 بهمن؛ بازگشت امام خمینی به ایران، آغاز دهه فجر
بازگشت امام خمینی (ره) به ایران واقعه‌ای در جریان انقلاب ۱۳۵۷ است که طی آن در ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ امام خمینی (ره) پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و در تهران مورد استقبال قریب به سه میلیون ایرانی قرار گرفت. این روز در تقویم رسمی با عنوان روز آغاز دهه فجر، مشخص شده‌ است.
مقدمه
با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی و سردمداران غربی پشتیبان این رژیم، به عنوان نخست وزیر باقی مانده بود. در طرف مقابل تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر می‌شد و شعار استقلال،‌ آزادی، جمهوری اسلامی بعنوان اصلی ترین خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمینی مطرح می‌شد. امام خمینی كه شرط ورود خود را به كشور، خروج شاه، اعلام كرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند.

وقایع 12 بهمن 1357, 12 بهمن آغاز دهه فجر, 12 بهمن سالروز بازگشت امام خمینی به ایران
شاه در 26 دی 1357 از ایران فرار کرد

بازگشت امام خمینی(ره) به ایران
امام خمینی(ره) از سیزده آبان سال 1342 تا دوازده بهمن سال 1357، یعنی حدود چهارده سال در تبعید به سر برد و در سال 1343 ابتدا به ترکیه و پس از مدتی به عراق تبعید شد و اوقات پایانی دوری از وطن را در فرانسه و در دهکده ای به نام نوفل لوشاتو گذراند. نوفل لوشاتو در روزهای اوج نهضت، به قلب تپنده انقلاب ایران تبدیل شده بود. وقتی امام را به ترکیه تبعید می کردند، شاه و امریکا هیچ گاه پیش بینی نمی کردند که او روزی پیروزمندانه به ایران باز گردد و رژیم شاهنشاهی را از بن برکند.

پس از خروج شاه در 26 دی 1357، امام در پیامی کوتاه خطاب به خبرگزاری های جهان اعلام کرد: «خروج شاه از ایران، اولین مرحله پایان یافتن سلطه جنایت بار پنجاه ساله رژیم پهلوی می باشد که به دنبال مبارزات قهرمانانه ملت ایران صورت گرفته است. من این پیروزی را به ملت تبریک می گویم.» همچنین ایشان اعلام کرد که در اولین فرصت به ایران باز می گردند.

به تعویق افتادن بازگشت امام خمینی(ره) به ایران
در حالی که یاران حضرت امام و مبارزان مذهبی، با وجود تمام نگرانی ها در تدارک برگزاری مراسم استقبال باشکوهی از امام بودند، اعلام خبر تصمیم امام برای آمدن، مسئولان و سردمداران رژیم پهلوی را سخت به تکاپو انداخت. آنان که به شدت از تظاهرات خیابانی مردم بر ضد رژیم پهلوی هراسناک شده بودند، ورود امام را به کشور، پایانی بر تمام امیدهایشان می پنداشتند و یقین داشتند که در این صورت، طومار سلطنت پهلوی برچیده خواهد شد.

بنابراین، درصدد مقابله با ورود امام به کشور یا مانع تراشی در برابر تصمیم امام برآمدند. بختیار در مقام نخست وزیری، نقشه های گوناگونی در سر می پروراند که انفجار هواپیمای امام یا منحرف کردن مسیر هواپیمای حامل امام و سپس دستگیری ایشان از آن جمله بود که هیچ یک عملی نشد. تیر آخر او، بستن فرودگاه ها به روی هواپیمای امام بود. در حالی که قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمینی رحمه الله را از فرانسه به ایران بیاورد، سازمان هواپیمایی کشور اعلام کرد که به علت بدی هوا و نبود دید کافی، همه پروازها لغو شده است.

دهه فجر, 12 بهمن آغاز دهه فجر, وقایع 12 بهمن 1357
با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها و جلوگیری از ورود امام، مردم تظاهرات گسترده ای انجام دادند

اعتراض مردم به بسته شدن فرودگاه ها
با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه ها و جلوگیری دولت بختیار از ورود حضرت امام به کشور، مردم با تظاهرات و راه پیمایی های خود، به اقدام دولت اعتراض کردند. همه افسران نیروهای سه گانه در پایگاه های خود در تهران، اصفهان، کرمانشاه، دزفول، همدان و بوشهر اعتصاب کردند و سپس به صفوف تظاهرکنندگان معترض پیوستند. در تهران، سیل جمعیت تظاهر کننده به سوی فرودگاه مهرآباد به راه افتادند.

روحانیان مبارز سراسر کشور که برای استقبال از امام به تهران آمده بودند، با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام کردند تا بازگشت امام خمینی(ره) به کشور به تحصن ادامه خواهند داد. مردم و دانشجویان نیز به جمع تحصین کنندگان می پیوستند. فردای آن روز، مردم در راه پیمایی عظیم یک میلیونی به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، در حمایت از امام شعار دادند. در بسیاری از نواحی شهر تهران نیز زد و خوردهای شدیدی میان نیروهای انتظامی و تظاهرکنندگان روی داد.
تیراندازی در نواحی مختلف لحظه ای قطع نمی شد. خبرگزاری پاریس اعلام کرد یکی از میدان های شهر، به میدان جنگ شباهت پیدا کرد و تعداد کشته ها در پایتخت را سه هزار تن گزارش کرد. روزنامه اطلاعات نوشت: «غرب و جنوب غرب تهران، غرق در شعله های آتش بود».

عقب نشینی دولت بختیار
در پی تحصن ها و تظاهرات خونین مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه ها، دولت بختیار عقب نشینی کرد و شکست را پذیرفت. بختیار در نهم بهمن ماه اعلام کرد که فرودگاه مهرآباد امروز باز خواهد شد و هیچ ممانعتی برای ورود امام به کشور وجود ندارد. هیئت دولت در دهم بهمن اعلام کرد که ورود هواپیمای حامل امام به فرودگاه مهرآباد تهران بدون اشکال است. با اعلام این خبر، کمیته استقبال از امام در پیامی اعلام کرد که امام خمینی رحمه الله در ساعت نه صبح پنج شنبه دوازده بهمن در تهران خواهد بود.

حوادث بهمن 1357, 12 بهمن آغاز دهه فجر, 12 بهمن سالروز بازگشت امام خمینی به ایران
امام خمینی (ره) پس از 14 سال تبعید در 12 بهمن 1357 به ایران بازگشت

ورود امام خمینی رحمه الله به ایران
شامگاه یازده بهمن، هواپیمای امام خمینی رحمه الله غرش کنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز کرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما به جای آورد و سپس در طبقه پایین هواپیما استراحت کرد. مهماندار هواپیما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به جا آوردند. زمان ورود هواپیما به آسمان ایران، خبرنگاری از امام پرسید: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ.» امام هیچ احساسی نداشت؛ چرا که او فقط بر مبنای تکلیف عمل می کرد. پیروزی و شکست برای او، هر دو زیبا بود. همان طور که شکست، او را ناامید نمی کرد، پیروزی نیز احساسات شخصی اش را برنمی انگیخت.

مسافران همراه امام خمینی (ره)
پرواز بازگشت سید روح‌الله خمینی از فرانسه به تهران با همراهی تعداد زیادی انجام شد که شامل سیاست‌مداران انقلابی، ماموران آمریکایی، چریک‌های آموزش دیده، خانواده آیت‌الله خمینی و خبرنگارها بودند. برخی از این افراد در زیر فهرست نوشته شده‌اند.
ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده، ابراهیم یزدی، حسن ابراهیم حبیبی،حسن لاهوتی، احمد غضنفرپور، تقی ابتکار، محسن سازگارا، محمد منتظری- فرزند حسین‌علی منتظری، مرتضی مطهری، خانم دوریان مک گری، ژرار ژان فابین-باتوش (محافظ شخصی آیت‌الله خمینی در نوفل‌لوشاتو)

وقایع بهمن 1357, 12 بهمن آغاز دهه فجر, 12 بهمن سالروز بازگشت امام خمینی به ایران
امام خمینی(ره) در فرودگاه مهرآباد

12 بهمن 1357 و پرشکوه ترین استقبال تاریخ
در دوازدهم بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخ جلوه گر شد. این روز یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است و شور و شوق مردم در آن وصف ناپذیر بود. عده زیادی از مردم، خود را به تهران رسانده بودند تا در مراسم استقبال از امام شرکت کنند. تقریبا در ساعت شش صبح، خیابان ها سرشار از جمعیت بود. اول صبح، میلیون ها نفر در دو طرف خیابان های مسیر امام خمینی رحمه الله ایستاده بودند و پنجاه هزار نیروی انتظامی مردمی مشغول منظم کردن آنها بودند.

مردم با تاق نصرت و گل، خیابان ها را تزیین کردند و در قلب استقبال کنندگان، دریایی از اضطراب و شادی موج می زد. در ساعت نه و سی دقیقه صبح، محبوب ملت و پرچم دار آزادی به وطن برگشت. چند لحظه پس از گشوده شدن در خروجی هواپیما، امام در حالی که دستشان در دست مهماندار فرانسوی بود، در مقابل دیدگان مشتاقان ظاهر شد. همه اشک شادی می ریختند. فریاد «اللّه اکبر» به هوا برخاست.

دهه فجر, 12 بهمن آغاز دهه فجر, 12 بهمن سالروز بازگشت امام خمینی به ایران
در دوازدهم بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخ جلوه گر شد

امام خمینی رحمه الله در فرودگاه مهرآباد
امام خمینی رحمه الله در فرودگاه مهرآباد پس از شنیدن پیام ملت، سخنانی ایراد فرمود. ایشان ابتدا از تمام اقشار ملت از پیر و جوان، روحانی و کسبه، قاضی و وکیل، کارمند و کارگر و کشاورز که در راه رسیدن به پیروزی رنج و مصیبت دیدند و ثابت قدم ماندند، صمیمانه تشکر کرد. ایشان در بخشی از سخنان خود، تلاش های محمد رضا را برای بازگشت به ایران و حفظ سلطنت، ناکام خواند و تلاش های آنان را به دست و پا زدن برای حفظ سلطنت تعبیر کرد.

امام در این سخنان با بیان رمز پیروزی فرمود: «ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی، وحدت روحانی و جناح سیاسی. ما باید همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه، رمز پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم».

مهم ترین پیامدهای بازگشت امام خمینی به ایران
دو حادثه، از مهم ترین پی آمدهای بازگشت امام خمینی رحمه الله است که به سرعت موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد: انتصاب دولت موقت و بیعت نظامیان با امام خمینی رحمه الله . امام خمینی در 26 دی ماه در آستانه خروج شاه از کشور اعلام کرد که ما دولت را به همین زودی اعلام خواهیم کرد. در پانزده بهمن، نخست وزیری مهندس بازرگان به تصویب شورای انقلاب رسید.

در نوزده بهمن، عظیم ترین راه پیمایی در سراسر کشور شکل گرفت و میلیون ها نفر از دولت منتخب امام خمینی رحمه الله حمایت کردند. از سوی دیگر، در دهه انقلاب، ارتش که تنها نقطه اتکای رژیم بود، به انقلاب پیوست. فرار، نافرمانی، اعتصاب، شرکت در تظاهرات و سرانجام، بیعت با امام خمینی رحمه الله ، نشانه همراهی ارتش با امام بود که در نوزده بهمن به اوج خود رسید. در نتیجه، رژیم بدون پشتوانه به سرعت از هم پاشید و انقلاب اسلامی در 22 بهمن به پیروزی نهایی رسید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-11-12] [ 06:44:00 ب.ظ ]




بازگشت حضرت امام خمینی رحمه الله به ایران؛ آغاز دهه مبارک فجر
32
جمعه
12 بهمن 1386
23 محرم 1429
1. Feb. 2008
خوش آمدی «روح الله»!

می آید؛ بر بام بلند آرزو و به جست وجوی شهیدانی که مسیرش را با خون خویش مطهر کردند.

خانه های قلبمان، شانه های مهربان او را می جویند تا در سایه خورشیدی اش، طعم خوش آزادی را بچشند.

اگرچه سیه مستان شب، با خنجر ظلم، سپیداران باغ را سر بریده اند، دست نوازش باغبانی چون روح خدا، نگاهی سبز را به درختان آرزوهای مان باز می گرداند.

خوش آمدی به وطن؛ پرسوختگان منتظرت، چشم انتظار دست نوازش تواند که از بام بلند دیدار، بر خاطر مجروحشان بکشی، ای روح خدا!

طلوع فجر
اینک، برخیزید ای شهیدان راه خدا؛ باغبان سبز عاطفه، برای دوباره روییدن دانه سرخ وجودتان، به دیدار آمده است. برخیزید که ذوالفقار عدالت، در دست فرزند علی است! امروز، پرچم سه رنگ وطن، با نام سبز روح الله آغاز می شود و با سپیدی صبح آزادی و سرخی خون عدالت خواهان، در می آمیزد تا بر قلّه های رفیع شرافت و صداقت سرزمینمان برافراشته شود. مبارک باد طلوع فجر، در گلزار وطن.

آن روز، پرنده آهنین، حامل فرشته ای بود که بر فرودگاه چشمان منتظرانش می نشست و جاده ها، شاخه شاخه گل در مسیرش می ریختند تا باغبان بازگشته از سفر را استقبال کنند. گل ها، اشاره ای سرخ بود برای رسیدن او به بهشت زهرا؛ آنجا که جوانان عاشق، قطعه به قطعه عشق خود را با نام و تاریخ شهادت، بر مزار پاکشان امضا کرده بودند.

… و سرانجام، روح خدا بر بلندای سخن خویش، اشتیاق دیدار را به اوج تماشا رساند. آن روز، زنگ اول مدرسه ای بود که استاد عشق با درس «اللّه اکبر»، تمام مسیر را خلاصه می کرد.

دیو چو بیرون رود
محمد کاظم بدرالدین

روزگار وحشی گری طاغوت، تاراج اندیشه های بهاری را آه می کشیدیم.

اختناق، هر لحظه اتفاقی سرخ بود.

در تنگنای شب شلیک بودیم و آرزومند کلماتی فاتحانه. تقویم ها، بیهودگی را ورق می زدند و معصومانه ترین واژه ها، زیر یوغ ستم بودند. ناگهان، کسی فصل های پرتپش پیروزی را برای ما سوغات آورد و نقشه سیاه شب را با دستان عزتمند خود ریزریز کرد. خرقه ای پرشکوفه بر اندام جغرافیای میهن پوشاند تا هزاره های دیگر این خاک، از فخر فجر به خود ببالند.

او هنگامی آمد که چشمان فرتوت سیه زادگان را مه گرفته بود و به یک باره، همه آنها شفافیت خورشید را باور کردند؛ که: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ».

مردی آمد و با فجرنامه آزادی، حلاوتی اشراقی در کام وطن ریخت و ما را به این اطمینان رساند که تا آیه های پیروز خدا هست، میهن، مانند هر صبح، دست نخورده باقی خواهد ماند.

«فجر است و سپیده، حلقه بر در زده است روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام، در کشور ما خورشید حقیقت از افق سر زده است»

بهمن خونین جاویدان
نژاد هر تکبیر، به خون و آگاهی می رسد. وطن نیز با تکبیرهای خون رنگ مردان، به حیاتی دوباره رسید. ما، از دلِ تک تکِ قصیده های قیام کرده، صدای خون را می شنویم.

در رگ های انقلاب ما، شعر ایستادگی جاری است. میان این نغمه های بهشت زهرایی، شهیدان را می شنویم که زنده ترین فریادهای روزگارانند.

از نقطه شروع مقدس خون ها پیدا بود که قاعده ما بر پیروز شدن است.

«شب رفت و سرود فجر، آهنگین است از خون شهید، فجر ما رنگین است»
(جواد محدثی)

تو آمدی و بهار شد
عباس محمدی
آمدی، تا روزهایمان رنگ سربلندی بگیرد و دست های مان بوی لبخندهای آشتی.

آمدی، تا پشت آن همه شب های طولانی، طعم روز را فراموش نکنیم و به زیارت آفتاب برویم.

آمدی، تا پیروزی، فانوس شب های بی چراغی ما باشد و لبخند، عطر خوش آزادی مان.

تو که آمدی، زمستان در برف های ناتمامش آب شد و بهار، در سینه های ما شکوفه زد.

دریای آزادی
خیابان ها راه افتاده بودند تا رود شوند و به دریای آزادی بپیوندند.

آسمان بر شانه های شهر آمده بود تا حس آسمانی بودن، در پرنده ها فراگیر شود. پرنده ها، عطر پرواز را بر دیوارهای نقش بسته به خون می نوشتند. انسان، از سایه هایش فاصله می گرفت تا آرمان شهر را بیافریند؛ در روزهایی که بهار به سرنوشت زمستانی زمین فکر می کرد.

مردی که شبمان را به روز رساند

آن روز، تمام دنیا به فرودگاه مهرآباد ختم می شد. انگار دنیا می خواست دوباره متولد شود! قدم که بر پله های آمدن گذاشتی، پرواز بر شانه های ما نشست و عطر لبخندهای ما، درختان را از پشت دیوارهای برفی صدا زد.

درختان، سر از پشت زمستان برآوردند و شکوفه ها، به بهار لبخند زدند تا زمستان، بودن خویش را فراموش کند. با هر قطره خونی، شکوفه سیبی به زندگی لبخند زد و بهار، به باغچه ها رسید.

کسی آمد تا جهان را تقسیم کند. کسی آمد، تا آینه ها را تقسیم کند و شب را به روز برساند و چراغ های امید را در دل همه شب های تنهایی روشن کند. کسی آمد که چشم هایش روشنی دل هایمان بود.

در آرزوی صبح

دنیا در هزاره بدبختی هایش رها شده بود.

تاریکی، پا از گلیم خویش فراتر نهاده بود و قلب انسان های تکیه داده به سایه گندم را استخدام می کرد. دریا در صحن آب و در غربتی محض، درد می کشید و تلاطم امواج محبت، بر دوش خاطره ها تشییع می شد.

شب، خورشید آزادی را احاطه کرده بود و آرزوی صلح، در دل های زلال مردم جاری بود.

لبخند لحظه ها
باد، به یک بار تقویم سرنوشت را به هم زد. لحظه ها در سکوت مظلومیتشان لبخند زدند و بلوغ پنجره های سبز باغ را جشن گرفتند.

دقیقه های نوجوان انقلاب، قسم یاد کردند تا روزهای خاکستری دنیا را به ابدیت بسپارند.

سوگند خوردند که روی پای غیرتشان بایستند و طاغوت و استکبار را عزادار باور پلیدشان کنند.

سوگند خوردند که داغ های کمرشکن و زخم های بی مرهم را التیام بخشند، مشق همت و اتحاد را در مسیر ماه جاری کنند و از خُم ولایت، سیراب گردند. سوگند خوردند تا باورهاشان بیمه نشده، بی گدار به آب نزنند.

سوگند خوردند تا در سایه ایمان شعله ور و رهبرشان، تکلیف تمام شمع های زمانه را روشن کنند.

با کوله باری از نفس های سپید
صبح، با کوله باری از نفس های سپید، دمید. ستاره ها، پنهان شدند و خورشید، سوار بر سریر شعر، ظهور کرد.

باران، دامن گل های نوشکفته وجود را تکان داد و سبد سعادت را به دستشان هدیه کرد.

ضریب نفس های صبح، با ضربان قلب عالم درآمیخت و فریاد زد… .

طنین زلال حقیقت

تو آمدی.

تو آمدی، تا طنین حقیقت، از برج های سر به فلک کشیده تاریخ، به گوش برسد.

تو آمدی، تا «جاء الحق و زهق الباطل»، دوباره ترجمه شود.

تو آمدی، تا هیبت کاغذی سر سپردگان طاغوت، در جهنمی از آتش، خاکستر شود.

فجر آفرین ظلمت شکن
فاطمه پهلوان علی آقا

میخک ها بر سر راهت نهاده اند و خیابان ها، حریر گل های سرخ و سفید را فرش راهت ساخته اند؛ مگرنه اینکه قدم های فرشته باید بر صحن و سرای آینه ها نهاده شود؟! بهار باغ خزان زده، شایسته این تجلیل است.

امام! تو آمدی؛ با قامتی بلند و ردایی بر دوش، تا جهالت عصر ظالمان رفاه زده را ریشه کن کنی، تا دخترکان زنده به گور شده اندیشه های پاک را از ظلم حکومت پدران مستبدشان برهانی.

آمدنت، باران را به شوق واداشت و بی کران دریا را در کویر و بیابان ها، گستراند.

آمدنت، ظلمت را شکافت و فجر را از میان افق های سرخ و خونین، بیرون کشید.

تو، خورشید ظلمت شکن فجر همیشه سرخ ایرانی.

با دم مسیحایی

تو آمدی و بهشت زهرا، در سرخی خون های به ناحق ریخته شده، دوباره تپید.

تو آمدی و با آمدنت، فرودگاه مهرآباد، آبادانی ایران را با بال های کبوترهای سپید نامه رسان، به همه جای جهان، مخابره کرد.

تو آمدی و نفس های مسیحایی ات، کالبدهای مرده را حیاتی دوباره بخشید.

بوی بهاران

مهدی خلیلیان

«ماندن

واماندن است؛

و رفتن، رسیدن…»

او آمد و این را به ما گفت و خود ـ موسی وار ـ بر شبزدگان کوه طور، برآشفت. عصایی در مشت و کوله بار دین و دانش، بر پشت.

زمین، شوق و شوری دیگر گرفت و زمان، با فغان عندلیبان، نغمه ای از سر.

انفجار تاریخ؛ زلال خون پاک خاکیان و ترنّم قصیده های حنجره های افلاکیان، در بیشه های پریشان بی باران اقلیم شب گساران!

گیوِ زمان، طلسم بسته دیوان روزگاران را شکست. از آسمان نگاهش هزار هزار ستاره در گلشن فردا نشست. رُخَش چونان هور و پیامش زلال تر از نور.

زمان رسید و دست هایی از جنس آسمان بر زخم های کهنه شهر شب، عطر مرهم نشانید. سرودِ سبز رود را به کف بادِ صبا نهاد و نوید شکفتن را در سرزمین شقایق گونِ شاهدان، سر داد.

آن مهربان آفتاب را گفت و آب و آینه را؛ و مسیحاتر از مسیح، همدوش موسی، خروش نیل را بر پیکر فرعونیان آشفت. و زَمهریرِ بهمنِ پیروز، بهاران شد؛ بوستان. عطرِ سحر، شمیم رهایی، روح خدایی، بوی خوش آشنایی و… همه را، تنها داشت.

به خشکسالی مجال ندهیم!

زمان رسید. بغض آسمان ترکید و زمین، فریاد هستی را شنید. خورشید در میهمانی ماه ترین همسایه اسفند، جامه گلگون شکوه و شعور پوشید. آفتاب تابید و از قلب هر شهید، درختی رویید.

شرممان باد، اگر چون ابرها نباریم؛

اگر بگذاریم شاخه ای ـ تنها ـ عریان بماند؛

و در پهنه خاکِ خوب خدا،

حتی یک بیابان،

ما را به خشکسالی بخواند!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1395-11-11] [ 10:23:00 ق.ظ ]




آيت الله سيد محمد سعيد طباطبائي حكيم (مد ظله) كه از نسل امام حسن مجتبي (عليه السلام) و از سلسله وسلاله قبيله فقيهان واز تبار اين عالمان وپرورش يافته مكتب اين فرهيختگان خدا ترس وخداجوي است . كه نگاهي گذرا به زندگي ايشان داريم.


ولادت ونسب وسلاله ايشان:

در فضاي مقدس وپاك نجف اشرف و در كنار مرقد مطهر مولاي متقيان علي (عليه السلام) ورز هشتم ماه ذي القعده سال 1354 هـ ق برابر با 1314 هـ ش در خانواده اي صميمي وسر شار از محبت واكنده از عطر مِهر ولايت از پدري بزرگوار وبا كرامت ومادري پاكدامن وبا نجابت فرزندي بدنيا امد كه شرافت اصالت او از دو كوثر جاري سيادت برخوردار بود پدرش آيت الله سيد محمد علي طباطبائي حكيم (مدظله) وما درش صبيه بزرگ مرجع جهان تشيّع مرحوم آيت الله حاج سيد محسن حكيم (قدس سره) مي باشد . اولين نواده اين مرجع بزرگ جهان تشيع وگرانمايه در اين خاندان چشم به جهان هستي گشود و در دامن اين خاندان پرآوازه وخوشنام وبا فضيلت و در ميان اين وارثان پاكي واصالت ونجابت ما لا مال از عشق به امامت رشد كرد و از محضر پدري گرامي وارجمند ومادري با تقوا وپاكدامن ـ كه وارث اخلاق ومكارم نياكان خويش بودند ـ بهره ها برد و از همان آغاز خرد سالي در پيشانيش آثار هوش وذكاوت نقش بسته بود و ادب در گفتار ومتانتي در كردارش اشكار گرديد (6).

فرازي از زندگي بزرگوار:

آيت الله آقاي سيد محمد علي حكيم مد ظله الوارف.

آيت الله آقاي سيد محمد علي حكيم (دام ظله) در سال 1329 هـ .ق. در نجف اشرف متولد شد. او دانشمندي با جلالت ومجتهدي بزرگ ، واز استادهاي بحث خارج فقه واصول، و از امامان جماعات در نجف أشرف است.

معظم له بسيار متواضع وبافتوت وبر نفس خود مسلط ، در كارهايش جدي ، مورد اعتماد طبقات مختلف مردم، عالم پرهيزكار، باصلاحيت ، اسوة تقوا است بطوري كه در صفات پسنديده ورعايت ادب زبان زد خاص وعام است و در همة شئون زندگي اش هيچگونه ظاهر سازي و مجامله ورياء ندارد.

اساتيدش :

او از حوزة درس امام حكيم اعلي الله مقامه وآيت الله ميرزا سيد حسن بجنوردي (قدس سره) وآيت الله شيخ عبد الحسين حلّى (قدس سره) بهرة فراوان برد و در دروس وبحثهاي اصول فقه آيت الله محقق شيخ محمد حسين اصفهاني نوّر الله مرقده حاضر مي شد.

پشتيباني اش از حوزة علمية نجف اشرف:

باتربيت شاگردان برجسته اي كه در حوزة درسش حاضر مي شدند علاوه بر اين كه در پيشرفت جنبة علمي آنان سعي وگوشش فراواني داشت، با اهتمام ورزي به تربيت ديني واخلاقي شان، كمك شاياني به حوزة علمية مباركه كرد.

در نظر نافذ و دقت صحيحش به اختراعات ورويدادها ودگرگوني ها وجريان هاي اجتماعي فوق العادگي داشت وبه تثبيت خط اهل بيت عصمت وطهارت (ع) اهتمام مي ورزيد و در نشر فرهنگ آنان نقش به سزائي داشت.

معظم له يكي از اركان مرجعيت مرحوم آيت الله العظمي سيد محسن حكيم? ، و يك بار در سال 135

هـ..ق. به نمايندگي از ايشان، همراه با مرحوم حجت الإسلام شيخ محمد رشتي? ، براي حل اختلاف ميان دو گروه از مردم پاكستان به آن كشور اعزام شدند.

مهارت ايشان در علوم روز:

ايشان در ميان علماي نجف به مهارت داشتن در علوم هيئت وهندسه ورياضيات مشهور است مرجع عظيم الشأن مرحوم آيت الله العظمي آقاي حكيم (قدس سره) به أو امر فرموده بودند كه مباحث فقهي ارث را بر اساس قواعد نوين رياضيات بازنويسي كنند. همچنين، ايشان جهت دقيق قبله را در حرم مطهر حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) . معين كرد.

فرزندانش:

1 ـ آقاي سيد محمد سعيد (كه بشرح حالش خواهيم پرداخت) .

2 ـ آقاي سيد محمد تقي .

3 ـ مرحوم آقاي سيد عبد الرزاق.

4 ـ مرحوم آقاي سيد محمد حسن.

5 ـ آقاي سيد محمد صالح.

تأليفات:

1 ـ رساله اي در خصوص قبله .

2 ـ رساله اي در خصوص درهم ودينار اسلامي.

3 ـ تطبيق مسائل ارث، بارياضيات نوين.

4 ـ بحثي در بارة ساعت زوال (وقت ظهر).

5 ـ تقريرات درس اصول استادش مرحوم آقاي شيخ محمد حسين اصفهاني (قدس سره) . 6 ـ تقريرات درس فقه امام حكيم اعلي الله مقامه.

7 ـ تعليقة بر كفاية الأصول.

8 ـ حاشية فرائد الاصول (رسائل).

اساتيد بزرگوار ايشان:

آيت الله حاج سيد محمد سعيد الحكيم (مدظله) چون به سن 10سالگي رسيد پدر فرزانه ايشان چون به فراست وكياست وشور شعور بالاي فرزند خويش نظر كرد . عليرغم اشتغالات علمي وتدريس سطوح عاليه وحوزه اي و پاسخگوئي به مراجعا ت مردم وبرآوردن نيازهاي آنان ، خود، عهده دار تربيت فرزند خويش گشت به درس وتدريس وتعليم تربيت او پرداخت تا آخرين مراحل سطوح عاليه حوزه اي همراه وهمدم او بود. ايشان با نبوغ سرشار وذهن فعال وشور وشوق فراوان با فرزانگي وچالاكي در مدتّي كوتاه بسرعت اين مراحل را پشت سر گذشت و هنوز جواني بيش نبود كه به حوزه درس خارج راه يافت و در حلقة خواص ومحفل ويژه انديشمندان وگفتگوهاي عالمان سخن هاي ناقدان وبحث ونظر فرهيختگان وراسته اي چون مرحوم آيت الله سيد محسن حكيم ومرحوم آيت الله حاج شيخ حسين حلي ومرحوم آيت الله خوئي جاي گرفت. انس طولاني وديرين وخاطرات شيرين ايشان با آن آموزگاران وفكر وانديشه ومحفل علم وعالمان فراتر از شاگرد واستاد بود بلكه رابطه مريد ومراد بود وهميشه همراه وهمدم آنها بود و از حضور در محضر روح پرورخرد نواز آن اربابان معرفت هرگز ملول دل ازرده نگشت وهرگز ترديد به دل راه نداد وسر از پانشناخت وجرعه از كوثر وجودشان چون تشنه كامي در تب وتابِ سيراب نمودن جان وروان خويش بود بخت واقبال با او يار شد وبه دولت همنشيني همراهي همدمي با آنها بهره هاي فراوان برد و از دامن گستران خوان فقه وفقهات جان تشنه كامش را سيراب ساخت.

مرحوم آيت الله حكيم كه شاهد فراست واستعداد بالا وفكر وانديشه والاي ايشان گرديد اميدها به او بست وگهگاه از آينده روشن وتابناك ايشان سخن ها گفت وبدان درجه از اعتماد اخلاقي ومعنوي واعتقاد علمي ايشان رسيد كه دست نوشته هاي مجموعه علمي وموسوعه فقهي عميق ودقيق ( (مستمسك العروة الوثقي)) را به ايشان سپرد تا پس از بررسي و نقد و نظر در باره مباحث آنها به تنقيح وتصحيح آنها پرداخته وآنرا به چاپ برسانند . ايشان نيز ضمن بررسي ان مباحث فقهي ونكته سنجي و دقت دقيق خود گهگاهي با استاد ومريد خود نيز به بحث عالمانه ناقدانه مباحث مستمسك مي پرداخت . و از سوئي ديگر پيوند ورابطه ايشان با استاد ومراد خويش آيت الله حلي كه نمونه اي كم نظير در زهد وتقوا وفرزانه اي توانمند ومتبحّري انديشمند در مسائل وپيچيدگيهاي علمي بود بساير طولاني بود وتا آخرين لحظه هاي عمر اين استاد بزرگوار ادامه داشت بگونه اي كه در ميان شاگردان دانش پژوهان خويش بيشتر از ايشان با افتخار وتكريم واجلال سخن مي گفت و از برجستگي هاي اخلاقي ومعنوي وعلمي ايشان هميشه ياد مي كرد.

حوزه تدريس ايشان:

معظم له از همان آغاز جواني يعني در سال 1388 هـ . ق. برابر 1346 هـ ش به تدريس بحث هاي عالي وخارج حوزه اي فقه واصول وهمچنين به تدريس تفسير واخلاق پرداختند و در محفل تدريس ايشان جمعي از چهره هاي برجتسه علمي و فكري برگرد وجود او حلقه زدند كه در حال حاضر شاگردان ايشان گرمي بخش محافل علمي وفكري شده اند ودر حوزه علميه نجف اشرف وقم روشني بخش جمعي گتشه اند از جمله آنها آيات وحجج اسلام:

1 ـ آقاي حاج شيخ حسين فرج عمران قطيفي ـ از حجاز ـ از برجسته ترين جهره هاي علمي واستاد خارج آن ديار مي باشند.

2 ـ برادر گرانمايه اش مرحوم سيد عبد الرزاق حكيم? كه از فاضل ترين شاگردان ايشان بشمار مي آيد و از اساتيد بزرگوار حوزه علميه نجف اشرف بودند كه به تدريس بحث خارج فقه پرداخت وكتابهاي استدلالي ايشان ـ از مباحث فقهي واصولي ـ حكايت از مهارت وتسلط وسيع برديدگاه فقيهان ومباني انديشه آنان دارد. كتابهائي چون زكاه فطره وبخشي از بحث نكاح وهمچنين كتاب علمي در باره علم فلك ونجوم و رابطه وپيوند آنها با احكام شرعي به دانش پژوهان حوزه علميه عرضه كرده است امّا دريغ ، پس از آنكه از زندان ـ در عراق ـ بيرون آمد . بگونه اي مبهم در سال 1413 هـ ق به ديار باقي شتافت.

3 ـ آقاي حاج شيخ باقر ايرواني يكي از مدرسين واساتيد گرانمايه بحث خارج در حوزه علميه قم مي باشند.

4 ـ آقاي سيد محمد جعفر حكيم يكي از مدرسين واساتيد برجسته بحث خارج در حوزه علميه نجف اشرف مي باشد.

5 ـ آقاي حاج شيخ علي كوراني كه يكي از فضلاي حوزه علميه قم هستند واثاري چون ( (معجم احاديث امام مهدي عجل الله تعال فرجه الشريف)) وكتاب ( (عصر ظهور)) را به حوزويان عرضه كرده اند.

6 ـ آقاي سيد عبد المنعم حكيم يكي از مدرسين بحث خارج در حوزه علميه قم وسوريه مي باشند.

7 ـ آقاي حاج شيخ هادي آل راضي كه يكي از مدرسين بحث خارج در حوزه علميه قم هستند.

8 ـ آقاي سيد عبد الامير السلمان ، از فضلاء وشخصيت هاي برجسته حجاز.

9 ـ آقاي سيد صادق حكيم فرزند برومند مرحوم آيت الله سيد يوسف حكيم? ويكي از مدرسين بحث خارج در حوزه علميه قم مي باشند.

10 ـ آقاي حاج شيخ عبد الحسين آل صادق عاملي يكي از علماي بنام استان نبطيّه ـ در جنوب لبنان ـ است.

11 ـ شهيد بزرگوار آقاي سيد عبد الوهاب فرزند ديگر مرحوم آيت الله سيد يوسف حكيم?.

12 ـ آقاي شيخ يوسف عمرو يكي از قاضيان دادگاههاي شيعه جعفري در منطقه طبيل وكسروان ـ در لبنان ـ است وكتابي بنام ( (ديباجه اي بر اصول فقه جعفري)) را به نگارش در آورده است.

13 ـ شهيد بزرگوار سيد محمد رضا فرزند بزرگوار حضرت آيت الله سيد محمد حسين حكيم? كه از استايد حوزه علميه نجف اشرف و يكي از اساتيد برجسته دانشكده فقه در نجف اشرف بودند.

14 ـ آقاي سيد حيدر حسني عاملي از فضلاي لبنان.

15 ـ شهيد گرانمايه آقاي سيد محمد حسين حكيم فرزند بزرگمرد جهان تشيّع مرحوم حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محسن حكيم?.

16 ـ اقاي شيخ محمد خاقاني از فضلاي حوزه علمية قم.

17ـ آقاي سيد محمد باقر فرزند بزرگوار آقاي سيد محمد صادق حكيم? كه در حال حاضر يكي از مدرسين بحث خارج فقه واصول در حوزه علمية نجف اشرف مي باشند.

18 ـ فرزند گرامي ايشان آقاي سيد رياض حكيم.

19 ـ آقاي سيد محمد حسين بحر العلوم.

20 ـ آقاي شيخ نبيل رضا علوان البغدادي.

21 ـ مرحوم سيد ايمن خلخالي كه بهمراه فرزند مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي? در حادثة ناگواري در راه نجف اشرف به رحمت ابدي حضرت حق پيوست.

22 ـ آقاي سيد محمد رضا بحر العلوم.

تأليفات ايشان:

معظم له از همان آغاز تحصيل در حوزه علميه نجف اشرف به نوشتن ونگارش تمام درسهاي خود پرداخت و از سوي ديگر همزمان با آن در همه مراحل سخت ودشوار ـ كه در بخش زندگينامه ايشان خواهد آمد ـ هرگز دست از نگارش برنداشت لحظه هاي عمر خود را با شور وشوق وعشق به تحصيل گذارند ، بگونه اي كه آثار بجا مانده از ايشان تاكنون مجموعه اي بيش از 40 جلد مي باشند كه از جمله آنها:

1 ـ المحكم في اصول الفقه، در اين مجموعه با بحث استدلالي . مباني انديشه اصولي خود را با ديدي ژرف وعميق وبكارگيري منطق واستدلال وبرهان در 6 جلد تمام مباحث اصول را به تحقيق پرداخته وبه حوزويان ارجمند عرضه كرده است.

2 ـ دوره فقهي ( (مصباح المنهاج)) كه شرحي بر فقه استدلالي ( (منهاج الصالحين)) بزرگ مرجع جهان تشيع مرحوم حضرت ايت الله العظمي حاج سيد محسن حكيم? مي باشد. در اين شرح بابحثي استدلالي وتحقيقي فقهي باژرف نگري در ايات وفهم تحقيق روايات به شرح وبسط همراه با بينش شناخت دقيق ونقد ونظر در همه ابعاد، استدلالي، قراني ، روائي ، رجالي، و.. پرداخته اند. وتاكنون به بيش از 13 جلد رسيده است كه برخي از اجزاء ان تاكنون به چاپ رسيده است، وكتاب ( (خمس)) از اين مجموعة را در شرائط ويژه ودشواري كه داشتند ، به نگارش در اورده اند.

3 ـ رساله عمليه خود را ـ پس از درخواستهاي مكرر ومراجعات بسياري از فضلاء ومردم براي تقليد از ايشان ـ در 3 جلد بنام ( (منهاج الصالحين)) عرضه كرده اند.

4 ـ مناسك حج وعمره.

5 ـ حاشيه اي جامع بر كتاب اصولي ( (كفايه)) مرحوم اخوند خراساني ? در 3 جلد.

6 ـ حاشيه اي جامع بر كتاب اصولي (رسائل) مرحوم شيخ انصاري ?.

7 ـ حاشيه اي جامع بر كتاب فقهي (مكاسب) مرحوم شيخ انصاري?.

8 ـ مجموعة ( (تهذيب علم الاصول)) كه در اين مجموعه به مهمترين ومحوري ترين مباحث علم اصول پرداخته . و در 3 جلد به فضلا وانديشمندان حوزه اي عرضه كرده اند.

9 ـ جزوه اي بنام ( (المرشد المغترب)) در پاسخ به نامه هاي مكرّر و در خواستهاي متعدد ، پيامي به همه مسلمانان بويژه شيعيان كه از بخت بد وتنگدستي واقبال شوم واز ستمي كه از حاكمان ستمگر بر انها رفته است از يار و ديار خويش به اجبار هجرت كرده اند و در ديار غرب مكسن وماوا گزيده اند همراه با مسائل ويژه مورد نياز انها را مطرح كرده اند وبراي انها ارسال كرده اند.

10ـ جزوه اي بنام ( (نامه اي پدرانه)) كه اين بار هم در پاسخ به نامه هاي برخي از فضلا وطلاب در خواست مكرر همراه با پاسخ هاي استفتائات گوناگون در باره مسائل ضروري ومورد نياز انها ارسال كرده اند در اين پيام گذشته از گوشزد نمودن مسائل اخلاقي واعتقادي، به شيوه هاي تبليغ معيارهاي موفقيّت ورفتار مبلغان وتكية انديشمندان در سخن گفتن به مصادر ومنابع تاريخ پرداختن به سيرة ائمة اطهار (عليهم السلام) ونقش جاودانه انها در تاريخ اسلامي وبزرگداشت خاطره هاي مصيبت بار وشهادت انها وزنده نگه داشتن مشعل فروزان مبارزه وجهاد در برابر ستم استبداد بگونه اي زيبا بانثري شيوا وكلامي عارفانه وصميميتي خاضعانه پرداخته اند.

11 ـ كتاب ( (احكام فقهي)) كه مختصري از مسائل ورساله عمليه ايشان است كه بتازگي به فارسي ترجمه وچاپ شده است .

12 ـ فقه استنساخ البشري مسائلي كه اخيرا در خصوص شبيه سازي از ژن انسان ومسائلي هم راجع به تلقيح سؤال كرده اند وبطور تفصيل ورونش جواب داده شد است .

13 ـ فقه القضاء سؤالاتيست كه از مراكز قضا سؤال نموده از ومعظم له جواب وافي واستدلالي داده اند.

14 ـ فقه الكومپيوتر مسائل تازه ايست كه راجع به كامپيوتر واينترنت سؤال شده است وبطور صريح وواضح جواب مرقوم فرموده اند.

15 ـ الفتاوي سؤالاتيست كه راجع به پيشتر ابواب فقه (نوعا مسائل مستحدثه) مي باشد استفاء شده است ومعظم له بطور شايسته ومستدل جواب داده اند.

16 ـ الاصولية والاخبارية سئواتي است كه در بارة فرق ميان اصولي واخباري واسفتاء نموده اند ومعظم له جواب قانع كننده داده اند.

17 ـ المرجعيه الدينيه راجع به مرجع ديني سئوالاتي شده است كه بطور روشن وواضح جواب داده اند.

18 ـ گفتگوهاي فقهي رسالة عمليّة ايشان را بطور رمانتيك نوشته شده كه بچند زبان ترجمه شده است از جمله عربي وفارسي واردو وكردي وآذري وانگليسي مي باشد.

19 ـ رساله توجيهية راهنماي حجاج مي باشد.

20 ـ الكافي في اصول الفقه در خصوص اصول فقه مستدل ومتيقن در سه جلد مرقوم فرموده اند.

21 ـ رسالة احكام فقهي ترجمه الاحكام الفقهية كه بفارسي برگردان شده است.

22 ـ نامه به آذريهاي مقيم آذربيجان كه به زبان آذري ترجمه شده وچاپ گرديده است.

23 ـ نامه به اهالي گلگيت پاكستان مرقوم فرموده اند.

24 ـ في رحاب العقيده راجع به مسائل امامت سئوالاتي را كه يكي از علماء اردن نموده است ومعظم له بطور واضح ومستدل جواب داده اند كه در سه جلد چاپ شده است.

امّا كتابهاي ديگر ايشان كه در آن دهليز بسر مي برند. در آن شرائط سخت ودشوار به رشته تحرير در آوردند . در فراز ونشيب زندگي و در گذرگاههاي گوناگون آن حوادث تلخ واستخوان سوز ـ كه تاريخ در آينده آنها را بازگو خواهد كرد ـ از بين رفته است.

1 ـ كتابي بنام ( (اصول عمليه) را كه بيشترين مباحثن آنرا تنها باتكيه بر حافظه واندوخته هاي خود به نگارش درآورده اند وحتي به تدريس آن هم در آن محيط نيز پرداختند ولي متاسفانه از بين رفته است.

2 ـ كتابي در باره زندگينامه وسيرة امامان معصوم (عليهم السلام) كه تنها با تكيه بر حافظه واندوخته هاي ذهني خويش ومطالعات تاريخي گذشته شان در حالي كه هيچ منبع ويا مصدري در اختيار نداشتند به رشته تحرير در آوردند ، كه اين كتاب نيز از بين رفته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:17:00 ق.ظ ]




آية الكرسي براي رضايت و خوشنودي خداوند

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: وقتي كه خداوند تعالي فاتحه الكتاب (سوره حمد) و آية الكرسي را نازل كرد بر عرشش معلق كرد كه هيچ چيزي بين اينها و خداوند حجاب نبود…، پس خداوند فرمود: به عزت و جلالم قسم اگر بنده اي از بندگان من اين آيات را بعد از هر نمازي قرائت كند من او را در حظيرة القدس و آنچه كه در آن است ساكنش مي‌كنم.

و در هر روز هفتاد بار او را نظر مي‌كنم به نگاه خاصي. . . و در هر روز هفتاد حاجت او را كه كمترينش مغفرت و عفو من باشد براي او برآورده مي‌كنم و در نزد تمام دشمنانش عزيز و نصرتش مي‌دهم و هيچ چيزي مانع دخولش در بهشت نيست.

آية الكرسي براي ديدن جاي بهشت

در كتاب خواص الايات ص۱۹ آمده: در روايات آمده است: هركسي بعد از هر نماز واجبي به خواندن آية الكرسي مداومت داشته كند، از دنيا نخواهد رفت تا زماني كه جايگاه خود را در بهشت ببيند.

آية الكرسي براي استجابت دعا

در كتاب مهج الدعوات ص۳۱۶ آمده: در كتاب تحفة الملوك ص۲۱۲، : بعضي از وجود مقدس حضرت ختمي مرتب روايت كرده اند كه: اسم اعظم كه دعا بوسيله آن مستجاب مي‌شود در سه سوره قرآن مي‌باشد:

الف) سوره بقره: آية الكرسي آيه ۲۵۵.

ب) در سوره آل عمران آيه ۲: الم اللهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ الحيُ القَيوم.

ج) در سوره طه آيه ۱۱: وَ عَنتِ الوجوهُ لِلحيِّ القيُّوم.

آية الكرسي براي رفع فراموشي

در كتاب خواص الايات ص۲۰ آمده: سلمان فارسي روايت مي‌كند كه: پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: هركس آية الكرسي را با زعفران بر كف دست خود بنويسد و آنرا بمكد و هفت بار چنين كند هرگز چيزي را فراموش نخواهد كرد و فرشتگان براي او آمرزش خواهند كرد.

آية الكرسي براي رفع گرفتاري

در كتاب امالي از شيخ صدوق عليه الرحمه آمده: اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: اگر بدانيد آية الكرسي چه اندازه با اهميت و با ارزش است در هيچ حالي آنرا ترك نمي‌كنيد. براي رفع و از بين بردن مشكلات خود به آية الكرسي پناه ببريد، اگر مشكلي داريد و يا اگر گرفتاريد، اگر بيماريد، اگر تمام درهاي اين عالم به روي شما بسته شده است چرا از آية الكرسي غافليد. با ايمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانيد و نتيجه بگيريد كما اينكه خواندن و نتيجه گرفتند.

آية الكرسي براي در امان بودن متاع

در كتاب بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۳۰۰آمده: حضرت علي (ع) فرمود: «هركس قبل از طلوع خورشيد يازده مرتبه سوره توحيد، سوره قدر، و آية الكرسي را بخواند خداوند مالش را از هر زيان و خطري حفظ مي‌كند.»

آية الكرسي براي سفر در ايام هفته

در كتاب الامان من اخطا الأسفار ص ۳۸ آمده: از امام صادق (ع) پرسيدند: آيا در ايامي كه سفر ناخوشايند است مثل روز چهارشنبه و دوشنبه و…اگر بخواهيم سفر كنيم اما دچار نحوست آن نگرديم چه كاري بايد انجام دهيم! حضرت فرمود: براي از بين بردن ناخوشايندي و نحوست آن روزها سفرت را با صدقه و تلاوت آية الكرسي شروع كن كه به مقصودت خواهي رسيد.

آية الكرسي براي شفاي هر دردي

در كتاب مفاتيح الجنان نقل شده است راوي مي‌گويد: نشسته بوديم كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برما وارد شد و سلام كرد و ما جواب داديم. سپس فرمود: آيا دعايي را كه جبرئيل به من ياد داده به شما تعليم بدهم كه به دواي طبيب محتاج نشويد؟

حضرت علي (ع) و سلمان گفتند: اين دوا چيست؟ پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: آب باران را در ماه نيسان بگيريد و بر آن هفتاد مرتبه سوره حمد و آية الكرسي، فلق، ناس، كافرون وهفتاد و يك مرتبه سوره توحيد و هفت روز متوالي صبح و شام از اين آب بياشاميد.

و همچنين نقل شده است در كتاب مكارم الاخلاق، ج۱، ص۹۳: پيامبر فرمود: قسم به خدايي كه مرا به پيغمبري مبعوث كرد، جبرئيل گفت: كسي كه اين آب را بنوشد خداوند هر دردي را كه در بدنش باشد برطرف كرده و به او عافيت مي‌بخشد.

آية الكرسي براي رسيدن به مراد

در كتاب بحارالانوار نقل شده است: اگر كسي ۳ بار آية الكرسي را بر آب بخواند و روي خود را بشويد و دو ركعت نماز بگذارد و در هر ركعت سوره حمد را يكبار و آية الكرسي را نيز يكبار بخواند هر مراد كه داشته باشد به نتيجه مي‌رسد.

آية الكرسي براي شفاي بيمار

در كتاب وسائل الشيعه جلد۱ ص۳۸۰ نقل شده است: در روايات وارد شده است كه: آية الكرسي را كنار مريض و ميت بخوانيد و بعد بگوئيد «اَللّهُمَ اَخرِجهُ الي رِضا مِنكَ وَ رِضوانٍ اَللّهُمَ اَغفِرلَهُ ذَنبُهُ جَلَّ ثَناء وَجهكَ» بعد آيه سخره كه آيه ۵۴ تا ۵۶ سوره اعراف است را خوانده و نيز سه آيه آخر سوره بقره و بعد سوره احزاب را تلاوت نموده كه براي بهبودي و شفاي موثر است.

نورانيت در قبر

امام صادق (عليه‎السلام) فرمودند: وقتي مؤمني، ثواب قرائت آية الكرسى را به اهل قبور هديه كند، خداوند براي هر حرفى از اين آيه، فرشته‎اي قرار مي‎دهد كه خداوند را براى قاري آن، تا روز قيامت تسبيح كند. و به وى پاداش شصت پيامبر را دهد و خدا در هر قبرى از شرق تا غرب، چهل شمع از نور قرار مي‎دهد و قبرهاى آنها را وسعت دهد. (۱)

نتيجه قرائت آية الكرسى

از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روايت شده است كه فرمودند: هر كس آية الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، چيزى مانع از ورودش به بهشت نخواهد شد، مگر مرگ. (كنايه از اين كه وقتي مرگش برسد به بهشت مي‎رود. البته بايد به اين نكته توجه كرد كه صرف تلاوت اين آيه ملاك نيست بلكه در مورد كسي است كه مراقب اعمالش است.) و كسي بر قرائت آن، مواظبت نمى‎كند، مگر آن كس كه صديق و راستگو باشد. (۲)

از اميرالمؤ منين على (عليه‎السلام) روايت شده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هر گاه غم و اندوهى برايش ايجاد مي‎شد، بعد از خواندن آية الكرسى اين دعا را مى‎خواند و مى‎فرمود: مسلمانى نيست كه اين دعا را سه بار بخواند، مگر آن كه درخواست خود را به دست آورد.

يا حَىُّ يا قَيِوم، يا حَيّا لايَموت، يا حَىَّ لا اِلهَ اِلا انت كاشِفَ الهَمّ، مُجيبَ دَعوة المُضطَرين، اَسالُكَ بِانَّ لكَ الحَمد لا اِله اِلا انت، المَنّان، بَديع السموات والارض، ذوالجلال و الاكرام، رَحمان الدنيا والاخرة و رَحيمها ربِّ ارحَمنى رَحمَةً تُغنينى بِها عَن رَحمةٍِ مِن سِواكَ يا ارحمَ الراحمين

اثر تلاوت آية الكرسي هنگام خواب

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: هر كس آية الكرسي را در هنگام خواب قرائت كند، خدا او را و خانه‎اش و خانه همسايگانش را، ايمن خواهد كرد. (۳)

باعث قبولى نماز مي‎شود

از پيغمبر گرامى (صلي الله عليه و آله) روايت شده است كه فرمودند: هر كس آية الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، نمازش مورد قبول قرار مى‎گيرد و در امان خدا خواهد بود. (۴)

ثواب آية الكرسى بعد از وضو

از امام باقر (عليه‎السلام) روايت شده كه فرمودند: هر كس بعد از وضو گرفتن يك بار آية الكرسى بخواند، خدا ثواب چهل سال عبادت را به او عطا كند و مقامش، چهل درجه بالا مي‎رود. (۵)

جهت رفع حاجت

از اميرمؤمنان على (عليه‎السلام) روايت شده است كه فرمودند: هر گاه يكى از شما حاجتى داشت، صبح پنج‎شنبه در طلب آن برود، زيرا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در دعا گفت: خدايا، در بيرون رفتن امتم در بامداد پنج‎شنبه بركت قرار ده و چون از منزل برون رفت، آيات سوره آل عمران و آية الكرسى و سوره قدر را بخواند. (۶)

قرائت آية الكرسى بعد از هر نماز

از پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روايت شده است كه فرمودند: هر كس آية الكرسى را بعد از هر نماز بخواند، هفت آسمان شكافته گردد و به هم نيايد تا خدا به سوى خواننده‎اش نظر رحمت افكند و پس از آن فرشته‎اى را برانگيزد كه از آن هنگام تا فرداى آن روز، كارهاى خوبش را بنويسد و كارهاى بدش را محو نمايد. (۷)

دفع آفت از مال و جان

امام زين العابدين (عليه‎السلام) نقل مى‎نمايد كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: كسى كه چهار آيه اول سوره بقره، آية الكرسى، و دو آيه بعد از آن و سه آيه آخر اين سوره را قرائت نمايد، خودش و مالش دچار هيچگونه آفتى نخواهد شد، شيطان به او نزديك نشده و قرآن را فراموش نخواهد كرد. (۸)

امام رضا (عليه‎السلام) فرمود: كسى كه به هنگام خواب آية الكرسى بخواند، ان شاءالله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت. و هر كس آن را پس از هر نمازى بخواند، هيچ گزنده زهردارى به او آسيب نخواهد رساند.

حفاظت از گزندها

امام كاظم (عليه‎السلام) فرمود: هر كس آية الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، به او هيچ گزند و ضرري نرسد. (۹)

كفاره گناهان

امام صادق (عليه‎السلام) فرمود: هر كس بعد از نماز جمعه، وقتى كه سلام مى‎دهد، حمد را يك بار، سوره توحيد را هفت بار، سوره فلق هفت بار، سوره ناس را هفت بار و آية الكرسى، آيه سخره؛ ان ربكم الله الذى خلق السموات (۱۰) و آيه ما قبل آخر سوره توبه؛ لقد جاءكم رسول من انفسكم را بخواند، كفاره گناهان او از آن جمعه تا جمعه ديگر خواهد بود. (۱۱)

ارزش آية الكرسى در نماز مستحبى

امام صادق (عليه‎السلام) فرمود: كسى كه در هر ركعت از نماز مستحبى خود، سوره توحيد، قدر و آية الكرسى را بخواند، خداوند عمل او را بهترين اعمال خواهد دانست، مگر كسى كه مانند او و بيش از او اين عمل را انجام دهد. (۱۲)

ذكر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در بستر خواب

از محمد بن مروان روايت شده است كه امام صادق (عليه‎السلام) فرمود: آيا به شما گزارش ندهم آنچه را كه شيوه رسول گرامى خدا (صلي الله عليه و آله) بود كه هرگاه ايشان به بستر خواب مي‎رفت، چه مى‎فرمودند؟ گفتم: چرا. فرمود: آية الكرسى را مى‎خواند و مى‎گفت: آمنت بالله و كفرت بالطاغوت؛ بار خدايا! مرا در خواب و بيدارى‎ام حفظ فرما. (۱۳)

آية الكرسي، مانع بيمارى

امام رضا (عليه‎السلام) فرمود: كسى كه به هنگام خواب آية الكرسى بخواند، ان شاءالله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت. و هر كس آن را پس از هر نمازى بخواند، هيچ گزنده زهردارى به او آسيب نخواهد رساند. (۱۴)

دورى از بلاها و گناهان

به روايت ديگر، هر كس آية الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، نمازش قبول گردد و در امان خدا باشد و خدا او را از بلاها و گناهان نگاه دارد. (۱۵)

از امام باقر (عليه‎السلام) روايت شده كه فرمودند: هر كس بعد از وضو گرفتن يك بار آية الكرسى بخواند، خدا ثواب چهل سال عبادت را به او عطا كند و مقامش، چهل درجه بالا مي‎رود.

آية الكرسى در تنهايى

از معصوم رسيده است كه فرمود: هر كس تنها در خانه‎اى شب را به سر برد، بايد آية الكرسى را بخواند و بايد بگويد: بارخدايا! هراسم را آرام كن و ترسم را بياساى و در تنهايى كمكم كن. (۱۶)

آغاز سفر با آية الكرسى

امام صادق (عليه‎السلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و يا با خواندن آية الكرسى آغاز كن. (۱۷)

هنگام عزيمت به سفر

از موسى كاظم (عليه‎السلام) روايت شده است: اگر فردى عازم سفر است، بر در خانه‎اش رو به مسيرى كه مى‎رود، بايستد و سوره حمد و آية الكرسى را به سمت مقابل، چپ و راست بخواند. (۱۸)

دعاى بعد از آية الكرسى

از امام صادق (عليه‎السلام) نقل است كه فرمودند: هر كس در سفر، آية الكرسى را در هر شب بخواند، خود و همراهانش سالم بمانند و سپس بگويد: اللهم اجعل مسيرى عبرا و صمتى تفكرا و كلامى ذكرا؛ خداوندا! سير مرا وسيله عبرت، و سكوتم را وسيله تفكر، و سخنم را ذكر قرار ده. (۱۹)

ذكرى براى رفع همّ و غم

از اميرالمؤ منين على (عليه‎السلام) روايت شده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هر گاه غم و اندوهى برايش ايجاد مي‎شد، بعد از خواندن آية الكرسى اين دعا را مى‎خواند و مى‎فرمود: مسلمانى نيست كه اين دعا را سه بار بخواند، مگر آن كه درخواست خود را به دست آورد.

يا حَىُّ يا قَيِوم، يا حَيّا لايَموت، يا حَىَّ لا اِلهَ اِلا انت كاشِفَ الهَمّ، مُجيبَ دَعوة المُضطَرين، اَسالُكَ بِانَّ لكَ الحَمد لا اِله اِلا انت، المَنّان، بَديع السموات والارض، ذوالجلال و الاكرام، رَحمان الدنيا والاخرة و رَحيمها ربِّ ارحَمنى رَحمَةً تُغنينى بِها عَن رَحمةٍِ مِن سِواكَ يا ارحمَ الراحمين. (۲۰)

پي‎نوشت‎ها:
۱- اجساد جاويدان، ص ۱۲۴.
۲- مستدرك الوسائل، ج ۱، ص ۳۴۳.
۳- همان.
۴- مصابيح الدجى، ص ۱۰۲۹.
۵- لئالى الاخبار، ج ۱، ص ۲۰۸.
۶- قول ثابت، ص ۴۱.
۷- لئالى الاخبار، ج ۳، ص ۳۵۷.
۸- ثواب الاعمال، ص ۲۲۳.
۹- مصابيح الدجى، ص ۱۰۱۱.
۱۰- سوره اعراف، آيه ۵۴.
۱۱- ثواب الاعمال، ص ۸۳.
۱۲- ثواب الاعمال، ص ۷۳.
۱۳- اصول كافى، ج ۶، ص ۲۰۷.
۱۴- ثواب الاعمال، ص ۲۲۳.
۱۵- مصابيح الدّجى، ص ۱۰۱۲.
۱۶- اصول كافى، ج ۶، ص ۳۱۱.
۱۷- فروع كافى، ج ۴، ص ۲۸۳.
۱۸- مكارم الاخلاق، ص ۲۴۵.
۱۹- مكارم الاخلاق، ص ۲۵۴.
۲۰- طرائف الحكم، ج ۲، ص ۲۱. تبيان و اولي جامعه مجازي تدبر در قرآن كريم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-11-10] [ 06:40:00 ب.ظ ]




سوال : آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع‌) درخواست كنيم ، همان موقع مي‌شنوند ؟
توضيح سؤال :
آيا حاجتي كه در هر نقطه از جهان كه هستيم و از پيامبران و امامان در خواست ميكنيم همان موقع مي‌شنوند يا اين حاجتها به وسيله خداوند به انها ميرسد؟ مثلا در دو نقطه از اين جهان و در يك زمان حاجتهايي در خواست ميشود چطور ميشود كه امامان از اين حاجت ها مطلع ميشوند؟
چرا كه اين خداوند است كه در همه جا است و نه كس ديگر.
پاسخ اجمالي :
آري ، در هر زمان و مكاني كه از اهل بيت عليهم السلام طلب حاجت نماييم ، درخواست ما را مي‌شنوند و به آن‌ پاسخ مي‌دهند و اين مطلب با دلايل ذيل قابل اثبات است :
الف : عرضه شدن اعمال امت بر پيامبر اكرم (ص)
اعمال امت همواره بر رسول خدا و بعد بر امام زمان عليه السلام عرضه مي‌شود و آن حضرت از تمامي اعمال ما آگاه است .
تعرض علي أعمالكم فما رأيت من خير حمدت الله عليه وما رأيت من شر استغفرت الله لكم . مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 9 ص 24 .
ب : شاهد بودن پيامبر و ائمه بر امت:
طبق آيات و روايات فروان ، رسول خدا و ائمه عليهم السلام ، شاهد بر اعمال امت هستند و اعمال همه را زير نظر دارند و در روز قيامت يكي از شاهدان خواهند بود و بر طبق آن‌چه ديده‌اند ، شهادت خواهند داد .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (الأحزاب /45 ) .
ج : سلام خطابي مسلمانان در نماز
تمامي مسلمانان در پايان نماز به رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) سلام مي‌دهند ، اگر پيامبر خدا سلام آن‌ها را نمي‌شنود ، پس اين كار همه مسلمانان لغو است و اگر مي‌شنوند ، پس قطعاً توسلات ما را نيز مي‌شنوند و به آن‌ها پاسخ مي‌دهند .
د : تسلط عزرائيل بر تمام جانداران:
طبق روايات موجود ، عزرائيل در آن واحد مي‌تواند جان همه خلائق را بگيرد . طبق روايات ديگر هر روز به تمامي خانه‌هاي روي زمين سر مي‌زند و تمام عالم همانند طشتي در برابر او است و… .
إن اللّه حوى الدنيا لملك الموت حتى جعلها كالطست بين يدي أحدكم فهل يفوته منها شئ. الدر المنثور، ج 5، ص 173، تفسير الثعالبي، ج 4، ص 328، تفسير ابن كثير، ج 3، ص 466.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:29:00 ب.ظ ]




آقا بیا که بی تو پریشان شدن، بس است
از دوری تو پاره گریبان شدن، بس است

کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست
یوسف!ظهور کن که پریشان شدن بس است

یعقوب دیده ام چه قَدَر منتظر شود؟
یعنی مقیم کلبه ی احزان شدن، بس است

گریه فراق ،گریه فراق،  این چه رسمی است؟
دیگر بس است این همه گریان شدن، بس است

موی سپید و بخت سیاه مرا ببین
دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است.

تا کی گناه پشت گناه ،ایّها العزیز؟
تا کی اسیر لذّت عصیان شدن ،بس است

خسته شدم از این همه، بازی روزگار
مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن ،بس است

سر گرم زندگی شدنم را ،نگاه کن
بر سفره های غیر تو، مهمان شدن بس است

یک لحظه هم، اجازه ندادی ببینمت
گفتی برو، که دست به دامان شدن بس است

باشد قبول، می روم امّا دعای تو …
. در حقّ من، برای مسلمان شدن بس است

دست مرا بگیر، که عبدی فراری ام
دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1395-11-08] [ 12:21:00 ق.ظ ]




#شهید مدافع حرم

به گوش شهر بخوان که عیار بالا رفت
در انتخاب شدن انتظار بالا رفت

دلت رضاست اگر بر مسیر بسم الله
خوشا به آن که بر این اختیار بالا رفت

تو سربلند ترینی نترس اگر که سرت
به روی نیزه و یا روی دار بالا رفت

زمین اگر بزنندش، زمین نخواهد خورد
هر آن که در نظر این تبار بالا رفت

بیا و مالک اشتر بمان در این صفین
اگر به دست علی ذوالفقار بالا رفت

دوباره سمت حرم تیر و سنگ می‌آید
اگر غلط نکنم بوی جنگ می‌آید

در این سکوت زمستانه عید آوردند
به روی دوش جماعت شهید آوردند

کبوتران حرم باز می‌رسند از راه
به عزت و شرف لا اله الا الله

رجز بخوان برود هر کسی که عاشق نیست
زمان گذشته و این کربلای سابق نیست

کفن بپوش و بگو شیعه مرد میدان است
حرم نباشد اگر قلب ما هراسان است

اگر نفس به لب ماست چاره لازم نیست
شهادت است هدف استخاره لازم نیست

بگو که سفره ی شاه از کرم نمی‌افتد
که زخم می‌خورد اما علم نمی‌افتد

بر آی صبح که وقت ادامه ی شب نیست
ز نحسی سلفی ها جهان مرتب نیست

به گوش اهل سیاهی بخوان که حیدری ام
رجز کنار علی در توان مرحب نیست

رسیده ایم که در پای عشق جان بدهیم
مدافعان حرم را مقام و منصب نیست

شهید اگر نشوم از حرم نخواهم رفت
به لب نمی‌زنم آن باده که لبالب نیست

به شوق زینب کبری دمشق می‌آییم
چه باک سر برود، ما به عشق می‌آییم

نمرده ایم بگو تا مرام صهیون هست
شکوه حیدری تیپ فاطمیون هست

به نور ماه همه تکه های آینه ایم
برادریم که ایرانی و افاغنه ایم

اگر چه خون جوانان نمی‌رود از یاد
فدای حضرت زینب سرش سلامت باد

اگر که دل نگرانیم و در مجاهدتیم
به زیر دین غم بانوی مقاوتیم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-10-29] [ 08:34:00 ب.ظ ]