بیت الزینب


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


 



 

 

 

امام على عليه السلام:

هر چيزى را بذرى است و بذرِ بدى، سيرى ناپذيرى است.

 

 

 

غررالحكم حدیث 7311

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1397-05-08] [ 07:47:00 ب.ظ ]




✨?▫
✨?

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

سوره سبا آیه۱۴ 

.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
آیه۱۴) فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِٓ إِلَّا دَآبَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ

✨————————————–✨
آیه۱۴) (با این همه جلال و شكوه سلیمان) هنگامی كه مرگ را بر او مقرّر داشتیم، كسی آنها را از مرگ وی آگاه نساخت مگر جنبنده زمین [= موریانه‌] كه عصای او را می‌خورد (تا شكست و پیكر سلیمان فرو افتاد)؛ هنگامی كه بر زمین افتاد جنّیان فهمیدند كه اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقی نمی‌ماندند!

.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
تفسیر آیه۱۴) آخرین آیه مورد بحث، که در عین حال آخرین سخن، پیرامون سلیمان(علیه السلام)است، از مرگ عجیب و عبرت انگیز این پیامبر بزرگ خدا، سخن مى گوید، و این واقعیت را روشن مى سازد که: پیامبر با آن عظمت، و حکمرانى با آن قدرت و ابهت، چگونه به آسانى جان به جان آفرین سپرد، و حتى پیش از آن که تن او در بستر آرام گیرد، چنگال اجل گریبانش را گرفت!
مى فرماید: هنگامى که مرگ را براى سلیمان مقرر کردیم، کسى مردم را از مرگ او آگاه نساخت، مگر جنبنده اى از زمین، که عصاى او را مى خورد تا عصا شکست و پیکر سلیمان فرو افتاد (فَلَمّا قَضَیْنا عَلَیْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلاّ دابَّةُ الأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ).
از تعبیر آیه فوق و همچنین روایات متعدد، استفاده مى شود، هنگامى که: مرگ سلیمان(علیه السلام) فرا رسید، (ایستاده یا نشسته) و بر عصاى خود تکیه کرده بود، ناگهان مرگ گریبانش را گرفت و روح از بدنش پرواز کرد، او در همان حال، مدتى سر پا ماند، تا این که: موریانه که قرآن از آن به دابَّةُ الأَرْضِ (جنبنده زمین) تعبیر کرده، عصاى او را خورد، و تعادل خود را از دست داد و روى زمین افتاد، و مردم از مرگ او آگاه شدند!
لذا، بعد از آن مى افزاید: هنگامى که سلیمان فرو افتاد، جنّیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقى نمى ماندند (فَلَمّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ ما لَبِثُوا فِى الْعَذابِ الْمُهِینِ).
جمله تَبَیَّنَت از ماده تبین معمولاً به معنى آشکار شدن است (فعل لازم) و گاهى نیز به معنى دانستن و آگاه شدن از چیزى آمده است (فعل متعدى) و اینجا متناسب با معنى دوم است، یعنى تا آن زمان گروه جنّ از مرگ سلیمان آگاه نبودند، و فهمیدند که اگر از اسرار غیب آگاه بودند، در این مدت در زحمت و رنج کارهاى سنگین، باقى نمى ماندند.
جمعى از مفسران، این جمله را به معنى اول، گرفته اند و گفته اند: مفهوم آیه چنین است که: بعد از افتادن سلیمان وضع جنّیان براى انسانها آشکار شد، که آنها از اسرار غیب آگاه نیستند، و بى جهت عده اى چنین عقیده اى را درباره آنها داشتند تعبیر به عذاب مُهین ممکن است اشاره به کارهاى سنگین و سختى بوده باشد، که سلیمان گاهى به عنوان جریمه و مجازات، بر عهده گروهى از جنّ مى گذارد، و گرنه، پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) هرگز، کسى را بى جهت در فشار و عذاب، آن هم عذاب خوارکننده قرار نمى دهد.
تفسیر نمونه)
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:36:00 ب.ظ ]




?▫▪
?▫
?
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوره شعرا آیات۲۲۱و۲۲۲و۲۲۳ 

~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~
آیات۲۲۱و۲۲۲و۲۲۳} هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ
تَنَزَّلُ عَلى کُلِّ أَفّاک أَثِیم
یُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَکْثَرُهُمْ کاذِبُونَ

?~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~?
آیات۲۲۱و۲۲۲و۲۲۳} آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل مى شوند؟!
آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى گردند.
آنچه را مى شنوند (به دیگران) القا مى کنند; و بیشترشان دروغگو هستند!

~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~
تفسیر آیات۲۲۱و۲۲۲و۲۲۳} پیامبر(صلى الله علیه وآله) شاعر نیست
آیات فوق که آخرین آیات سوره شعراء است، بار دیگر به بحث آیات قبل پیرامون تهمت دشمنان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره این که قرآن القائات شیاطین است بازمى گردد، و با بیانى رسا و کوبنده مجدداً به آنها پاسخ مى دهد.
مى گوید: آیا به شما خبر بدهم شیاطین بر چه کسى نازل مى شوند ؟! (هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ).
* * *
آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى گردند ؟ (تَنَزَّلُ عَلى کُلِّ أَفّاک أَثِیم).
* * *
شیاطین آنچه را مى شنوند توأم با دروغ هاى بسیار به دوستان خود القاء مى کردند، و اکثرشان دروغگو هستند (یُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَکْثَرُهُمْ کاذِبُونَ).
کوتاه سخن این که: القائات شیطانى، نشانه هاى روشنى دارد که با آن نشانه ها مى توان آن را بازشناخت، شیطان وجودى است ویرانگر و موذى و مخرب و القائات او در مسیر فساد و تخریب است و مشتریان او دروغگویان گنهکارند، هیچ یک از این امور بر قرآن و آورنده آن تطبیق نمى کند، و کمترین شباهتى با آن ندارد.
مردم آن محیط راه و رسم محمّد(صلى الله علیه وآله) را در صدق و امانت و صلاح شناخته بودند، محتواى قرآن نیز چیزى جز دعوت به توحید و حق و عدالت، و اصلاح در تمام زمینه ها نبوده و نیست، بنابراین شما چگونه آن را متهم به القائات شیطان مى کنید.
منظور از أَفّاک أَثِیم همان کاهنانى بودند که با شیاطین ارتباط داشتند و شیاطین، گاه از طریق استراق سمع، سخنان حقى از فرشتگان مى شنیدند، و با اباطیل فراوانى مى آمیختند، و به کاهنان منتقل مى ساختند، آنها نیز دروغ هائى بر آن افزوده و به مردم مى گفتند و در کنار یک سخن راست، ده ها دروغ مى بافتند!.
مخصوصاً، بعد از نزول وحى و محروم گشتن شیاطین از صعود به آسمان ها و استراق سمع، آنچه را به کاهنان القاء مى کردند، مشتى دروغ و اراجیف بود، با این حال، چگونه مى شد محتواى قرآن را با آن مقایسه کرد؟، و پیامبر امین راستگو را با مشتى کاهنان کذّاب افّاک، سنجید؟!
براى جمله یُلْقُونَ السَّمْعَ تفسیرهاى گوناگونى کرده اند:
نخست این که: ضمیرى که در آن است به شیاطین بازمى گردد، و سمع به معنى مسموعات است، یعنى شیاطین، مسموعات خود را به دوستان خویش القا مى کردند و اکثر آنها کاذبند (و دروغ فراوانى بر آن مى نهند).
دیگر این که: ضمیر آن، به دروغگویان گنهکارى بازمى گردد که گوش به سخنان شیاطین مى دادند و یا آنچه را از شیاطین شنیده بودند به توده مردم القا مى کردند.
ولى تفسیر اول صحیح تر به نظر مى رسد.
تفسیر نمونه)

~•~•~•~•~•~•~•~•~? 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1397-04-29] [ 10:13:00 ق.ظ ]




 

 

 

امام على عليه السلام:

خِرَد، لباسى نو است كه كهنه نمى شود.

 

العَقلُ ثَوبٌ جَديدٌ لا يَبلى‌.

 

 

غررالحكم حدیث 1235

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:10:00 ق.ظ ]




>>>>>>>>?.?.?.?<<<<<<<<

 سوره شعرا آیه۲۲۵ 

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
آیه۲۲۵)أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ

. . . . . . . . . . . . . ?.? . . . . . . . . . . . . .
آیه۲۲۵) آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
تفسیر آیه۲۲۵) پس از آن به دنبال آن این جمله را اضافه مى کند: آیا ندیدى که آنها در هر وادى سرگردانند ؟! (أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ واد یَهِیمُونَ).
آنها غرق پندارها و تشبیهات شاعرانه خویشند، حتى هنگامى که قافیه ها آنها را به این سمت و آن سمت بکشاند، در هر وادى سرگردان مى شوند.
آنها غالباً در بند منطق و استدلال نیستند، و اشعارشان از هیجاناتشان تراوش مى کند، و این هیجانات و جهش هاى خیالى هر زمان، آنان را به وادى دیگرى سوق مى دهد.
هنگامى که از کسى راضى و خشنود شوند او را با مدائح خود به اوج آسمان ها مى برند، ـ هر چند مستحق قعر زمین باشد ـ و از او فرشته زیبائى مى سازند ـ هر چند شیطان لعینى باشد! ـ
و هنگامى که از کسى برنجند چنان به هجو او مى پردازند که گوئى مى خواهند به اسفل السافلینش بکشانند، هر چند موجودى آسمانى و پاک باشد.
آیا محتواى حساب شده قرآن با زمینه هاى فکرى شاعران، مخصوصاً با شاعران آن محیط که کارى جز وصف شراب و جمال معشوق و خط یار و مدح قبیله هاى مورد نظر و ذم و هجو دشمنان نداشتند، هیچ شباهتى دارد.
تفسیر نمونه)

<><><><><><><><>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1397-04-28] [ 02:50:00 ب.ظ ]




 

 

 

امام على عليه السلام:

چه بسا خوردنى كه مانع خوردن ها مى شود!
كَم مِن أكلَةٍ مَنَعَت أكَلات

 

 

 

نهج البلاغه حکمت 171

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1397-04-27] [ 08:03:00 ق.ظ ]




?????????•.?
•.?

 سوره بقره آیه۲۲۴

•?????•

آیه۲۲۴) «وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمَانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»

•???•

آیه۲۲۴)و خدا را دستاويز سوگندهاى خود قرار مدهيد، تا [بدين بهانه‌] از نيكوكارى و پرهيزگارى و سازش‌دادن ميان مردم [باز ايستيد]، و خدا شنواى داناست.

•?????•

تفسیر آیه۲۲۴) تا مى توانید سوگند نخورید.
این آیات ناظر به سوء استفاده از مسأله سوگند است.
در نخستین آیه مى فرماید: خدا را در معرض سوگندهاى خود ـ براى ترک نیکى و تقوا و اصلاح در میان مردم ـ قرار ندهید و (بدانید) خدا شنوا و دانا است سخنان شما را مى شنود و از نیات شما آگاه است (وَ لا تَجْعَلُوا اللّهَ عُرْضَةً لاِ َیْمانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّاسِ وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ).

ولى بعضى در تفسیر آیه گفته اند: منظور این است: خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهید و براى این که نیکى کنید و اصلاح پیشه سازید و در میان مردم اصلاح کنید (سوگند یاد ننمائید) که خداوند دانا و شنوا است، یعنى حتى براى کارهاى نیک، اعم از کوچک و بزرگ، قسم یاد نکنید، و نام خدا را کوچک ننمایید،
✨و به این ترتیب سوگند یاد کردن جز در مواردى که هدف مهمى در کار باشد عملى نامطلوب است.
این موضوع در احادیث زیادى نیز به چشم مى خورد، از جمله این که در
?حدیثى امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: وَ لاتَحْلِفُوا بِاللّهِ صادِقِینَ وَ لا کاذِبِینَ فَإِنَّ اللّهَ یَقُولُ وَ لاتَجْعَلُوا اللّهَ عُرْضَةً لاِ َیْمانِکُمْ: هیچ گاه سوگند به خدا یاد نکنید چه راستگو باشید، چه دروغگو، زیرا خداوند سبحان مى فرماید: خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهید .
احادیث متعدد دیگرى نیز در این زمینه نقل شده است.
در این صورت، تناسب آن با شأن نزول چنین است که سوگند یاد کردن در کارهاى خوب عملى پسندیده نیست تا چه رسد به این که کسى سوگند یاد کند کارهاى خوب را ترک کند.

?شأن نزول:
میان داماد و دخترِ یکى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) به نام عبداللّه بن رواحه اختلافى روى داد، او سوگند یاد کرد که براى اصلاح کار آنها هیچ گونه دخالتى نکند و در این راه گامى بر ندارد. آیه فوق نازل شد، و این گونه سوگندها را ممنوع و بى اساس قلمداد کرد.
تفسیر نمونه)

• ? • ? • ? • ? 
?????????•.?
•.?

? سوگندهاى بى اعتبار :

قَسَم یاد کردن از نظر اسلام کار خوبى نیست، ولى در عین حال حرام نمى باشد، و اگر به خاطر هدف هاى مهم تربیتى و اجتماعى و اصلاحى انجام گیرد ممکن است واجب یا مستحب گردد، اما با این حال یک سلسله از سوگندهاست که از نظر اسلام به کلى بى اعتبار است، از جمله:

?۱ ـ سوگندهائى که به غیر نام خدا باشد، حتى قسم خوردن به نام پیامبر(صلى الله علیه وآله)و ائمه هدى(علیهم السلام) واجب العمل نیست، یعنى اگر کسى به غیر نام خدا قَسَم یاد کند ملزم به انجام آن نمى باشد و مخالفت آن کفاره ندارد.

?۲ ـ سوگندهائى که براى انجام کار حرام یا مکروه، یا ترک واجب و مستحب باشد آن هم اعتبارى ندارد، مثل این که کسى سوگند یاد کند: دَین خود را نپردازد یا با بستگان خویش ترک رابطه کند، یا از اصلاح ذاتُ البَیْن خوددارى نماید همان گونه که کراراً دیده شده، بعضى از اشخاص به سبب خاطره بدى که از یک اصلاح ذات البین پیدا مى کنند، قَسَم یاد مى کنند که هرگز سراغ چنین کارى نروند، به این گونه سوگندها نباید اعتنا کرد، هر چند با نام خدا باشد و یکى از تفسیرهاى لا یُؤاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فی أَیْمانِکُمْ همین است، ولى قَسَم هائى که به نام خدا باشد، و موضوع آن کار خوب یا لااقل کار مباحى است، وفا کردن به آن واجب است، و اگر کسى با آن مخالفت کند کفاره دارد.

کفاره آن اطعام ده مسکین یا لباس پوشاندن بر ده نفر نیازمند و یا آزاد کردن یک برده است (این معنى در آیه ۸۹ سوره مائده آمده است) و اکنون که برده وجود ندارد باید یکى از دو کار اول را انجام داد.
تفسیر نمونه)

• ? • ? • ? • ?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1397-04-24] [ 08:17:00 ب.ظ ]