بیت الزینب


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


 



 

?✨?✨?✨?✨?

خدای مهربانم❤?

در طلوع عاشقی☀️❣☀️
دفتر دلم را به تومی سپارم?

تو با قلم عفو و بخشش خود ?
خط بزن تمام گناهانم را?

و بکش بر صفحه دلم ?
دريایی از سخاوت را?

آمیـــن یا ذَالْجَلالِ وَالْاِكْرام ?
ای صاحب جلال و بزرگواری ?


#روزتان_پراز_خوشبختی ??

?✨?✨?✨?✨?

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1397-02-16] [ 01:29:00 ب.ظ ]




.~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}.♦️.?.♦️.

سوره اسرا آیه۸۲ 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~.?
آیه۸۲} وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لایَزِیدُ الظّالِمِینَ إِلاّ خَساراً
~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~.♦️?
آیه۸۲ } و از قرآن، آنچه شفا ور حمت است براى مؤمنان، نازل مى کنیم; و ستمگران را جز خسران نمى افزاید.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~.?
تفسیر آیه۸۲} قرآن نسخه شفابخش
از آنجا که در آیات گذشته، بحث از توحید، حق و مبارزه با شرک و باطل بود، در نخستین آیه مورد بحث، به تأثیر فوق العاده قرآن و نقش سازنده آن در این رابطه پرداخته مى گوید: ما قرآن را نازل مى کنیم که مایه شفا و رحمت مؤمنان است (وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ).
ولى ستمگران (مانند همیشه به جاى این که: از این وسیله هدایت بهره گیرند) جز خسران و زیان بیشتر، چیزى بر آنها نمى افزاید (وَ لایَزِیدُ الظّالِمِینَ إِلاّ خَساراً).

? نکته ها:
?فرق میان شفاء و رحمت
مى دانیم: شفاء معمولاً در مقابل بیمارى ها، عیب ها و نقص ها است، بنابراین، نخستین کارى که قرآن در وجود انسان ها مى کند، همان پاک سازى از انواع بیمارى هاى فکرى و اخلاقى فرد و جامعه است.
پس از آن، مرحله رحمت فرا مى رسد که: مرحله تَخَلُّق به اخلاق الهى، و جوانه زدن شکوفه هاى فضائل انسانى در وجود افرادى است که تحت تربیت قرآن قرار گرفته اند.
به تعبیر دیگر شفاء اشاره به پاک سازى ، و رحمت اشاره به
نو سازى است، و یا به تعبیر فلاسفه و عرفاء، اوّلى به مقام تخلیه اشاره مى کند و دومى به مقام تحلیه .

?داروى مؤثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى
بدون شک، بیمارى هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زیادى با بیمارى هاى جسمى او دارد، هر دو، کشنده است، هر دو، نیاز به طبیب، درمان و پرهیز دارد، هر دو، گاهى سبب سرایت به دیگران مى شود، هر دو، باید ریشه یابى شوند و پس از شناخت ریشه اصلى باید به درمان هر دو، پرداخت.
هر دو، گاهى به مرحله اى مى رسند که غیر قابل علاجند ولى در بیشتر موارد
مى توان آنها را درمان کرد.
چه تشبیه جالب، پر معنى و پرمایه اى؟ آرى، قرآن نسخه حیاتبخشى است براى آنها که مى خواهند، با جهل، کبر، غرور، حسد و نفاق به مبارزه برخیزند.
قرآن نسخه شفابخشى است، براى بر طرف ساختن ضعف ها، زبونى ها و ترس هاى بى دلیل. اختلاف ها و پراکندگى ها.
قرآن، داروى شفابخشى است، براى آنها که از بیمارى عشق به دنیا، وابستگى به مادیات، تسلیم بى قید و شرط در برابر شهوت ها رنج مى برند.
قرآن، نسخه شفابخشى است، براى دنیائى که آتش جنگ ها در هر سوى آن افروخته است، و در زیر بار مسابقه تسلیحاتى کمرش خم شده، و مهم ترین سرمایه هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسلیحات مى ریزد.
و سرانجام، قرآن، نسخه شفابخشى است براى آنها که پرده هاى ظلمانى شهوات آنها را از رسیدن به قرب پروردگار، مانع شده است.
در آیه ۵۷ سوره یونس مى خوانیم: قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ: از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دل ها نازل شد .
در آیه ۴۴ سوره فصلت نیز مى خوانیم: قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ: به این لجوجان تیره دل بگو، این قرآن براى مؤمنان مایه هدایت و شفاء است .
على(علیه السلام) در سخن بسیار جامع خود در نهج البلاغه این حقیقت را با شیواترین عبارات بیان فرموده است: فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوائِکُمْ وَ اسْتَعِینُوا بِهِ عَلى لاَ ْوائِکُمْ فَإِنَّ فِیهِ شِفاءً مِنْ أَکْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَ الْکُفْرُ وَ النِّفاقُ وَ الْغَیُّ وَ الضَّلالُ: از این کتاب بزرگ آسمانى، براى بیمارى هاى خود شفا بخواهید و براى حل مشکلاتتان از آن یارى بطلبید; چرا که در این کتاب درمان بزرگترین دردها است:
درد کفر، نفاق، گمراهى و ضلالت !
و در عبارت دیگرى، از همان حضرت مى خوانیم: أَلا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ ما یَأْتِی وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْماضِی وَ دَواءَ دائِکُمْ وَ نَظْمَ ما بیْنَکُمْ:
آگاه باشید! در این، خبرهاى آینده است، و بیان حوادث اقوام گذشته، و درمان بیمارى هاى شما و برنامه نظم زندگى اجتماعى شما .

~ • ~ • ~ • ~ • ~ • 

.~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}~{}.♦️.?.♦️.

ادامه تفسیر:?
و در جاى دیگر از همان امام بزرگ مى خوانیم: وَ عَلَیْکُمْ بِکِتابِ اللّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفاءُ النّافِعُ وَ الرِّیُّ النّاقِعُ وَ الْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّکِ وَ النَّجاةُ لِلْمُتَعَلِّقِ لایَعْوَجُّ فَیُقامَ وَ لایَزِیغُ فَیُسْتَعْتَبَ وَ لاتُخْلِقُهُ کَثْرَةُ الرَّدِّ وَ وُلُوجُ السَّمْعِ مَنْ قالَ بِهِ صَدَقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَقَ:
کتاب خدا را محکم بگیرید; زیرا رشته اى است بسیار مستحکم، و نورى است آشکار، داروئى است شفابخش و پر برکت، و آب حیاتى است که عطش تشنگان حق را فرو مى نشاند، هر کس به آن تمسک جوید او را حفظ مى کند، و آن کس که به دامنش چنگ زند او را نجات مى بخشد، انحراف در آن راه ندارد، تا نیاز به راست نمودن داشته باشد، و هرگز خطا نمى کند، تا از خوانندگانش پوزش بطلبد، تکرارش موجب کهنگى و یا ناراحتى گوش نمى گردد (و هر قدر آن را بخوانند، شیرین تر و دلپذیرتر خواهد بود) کسى که با قرآن سخن بگوید، راست مى گوید، و کسى که به آن عمل کند گوى سبقت را از همگان مى برد .
این تعبیرهاى رسا و گویا که نظیر آن در سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و سایر گفته هاى على(علیه السلام) و ائمه هدى(علیهم السلام) کم نیست، به خوبى ثابت مى کند که: قرآن نسخه اى است براى سامان بخشیدن به همه نابسامانى ها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بیمارى هاى اخلاقى و اجتماعى.
بهترین دلیل براى اثبات این واقعیت، مقایسه وضع عرب جاهلى با تربیت شدگان مکتب پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آغاز اسلام است.
دیدیم چگونه آن قوم خونخوار، جاهل و نادان که انواع بیمارى هاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از این نسخه شفابخش، نه تنها درمان یافتند، بلکه آن چنان قوى و نیرومند شدند که ابرقدرت هاى جبار جهان را به زانو در آوردند.
و این، درست همان حقیقتى است که مسلمانان امروز، آن را از یاد برده اند، و به این حال و روزگار که مى دانیم و مى دانید، گرفتار گشته اند.
تفرقه، در میانشان غوغا مى کند، غارتگران بر منابعشان مسلط شده اند، سرنوشتشان به دست دیگران تعیین مى شود ، و انواع وابستگى ها آنها را به ضعف، زبونى و ذلت کشانده است.
و این است، سرانجام کار کسانى که نسخه شفابخش در خانه هاشان باشد و براى شفاى دردهاى خود، دست به سوى کسانى دراز کنند که از آنها بیمارترند!
قرآن، نه فقط شفا مى بخشد، که بعد از بهبودى، یعنى در دوران نقاهت، بیماران را با پیام هاى گوناگونش تقویت مى کند; چرا که بعد از شفا ، رحمت است.
جالب این که: داروهاى دردهاى جسمانى غالباً اثرهاى نامطلوبى روى ارگان هاى بدن مى گذارند، تا آنجا که در حدیث معروفى آمده: هیچ داروئى نیست مگر این که: خود سرچشمه بیمارى دیگر است (ما مِن دَواء إِلاّ وَ یُهَیِّجُ داء).
اما این داروى شفابخش، هیچ گونه اثر نامطلوب روى جان، فکر و روح آدمى ندارد، بلکه به عکس تمام آن خیر و برکت است.
در یکى از عبارات نهج البلاغه مى خوانیم: شِفاءٌ لاتُخْشَى أَسْقامُهُ:
قرآن داروى شفابخشى است که هیچ بیمارى از آن برنمى خیزد .
کافى است یک ماه خود را متعهّد به پیروى از این نسخه شفابخش کنیم، فرمانش را در زمینه علم، آگاهى، عدل، داد، تقوا و پرهیزگارى، اتحاد و صمیمیت، از خود گذشتگى و جهاد و… پذیرا گردیم، خواهیم دید به سرعت نابسامانى هامان سامان مى یابد.
?ذکر این نکته نیز، ضرورت دارد که: این نسخه، مانند نسخه هاى دیگر، وقتى مؤثر است که به آن عمل شود و الا صد بار اگر بهترین نسخه هاى شفابخش را بخوانیم و روى سر بگذاریم ولى به آن عمل نکنیم، نتیجه اى نخواهیم گرفت. تفسیر نمونه

{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}♦️?

 

 

 

☀️ #امیرالمؤمنین_علیه_السلام

? با هوا و هوس خود جهاد كن، بر خشمت مسلّط شو و با عادت هاى بد خود مخالفت كن تا…

 

 

 

? تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 242 ، ح 4919

@

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:20:00 ب.ظ ]




??گــنــاهــانـے کـہ دعـــارا رد مے کنند ??

?امام سجاد (ع):

?گناهانى كه دعا را رد مى كنند، عبارت اند از:

1⃣بدى نيّت
?شامل نیت های غیرالهی و شوم.

2⃣بد ذاتى،
☘یعنی فرد دعاکننده، خیرخواه مردم نباشد، حالت حسودی و یا خوشحالی از گرفتاری مردم داشته باشد.

3⃣نفاق،
?یعنی با مردم دوروئی داشته باشد.

4⃣یقین نداشتن به اجابت دعا،
?باید آنچنان یقین به اجابت داشته باشد، گویا حاجات او همین الآن آماده است و به سرعت برآورده می شود.

5⃣به تأخير انداختن نمازهاى واجب،
?تقرّب نجستن به خدا با نيكى و صدقه،

6⃣بدزبانى و ناسزا گفتن.
6?فحش و ناسزا نکته ای که مردم خیلی کم به آن توجّه دارند.

 

 

 

?معانى الأخبار، ص 271

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1397-02-15] [ 02:45:00 ب.ظ ]




?حضرت امير المؤمنين علی عليه السّلام:?
لو تعلمون ما اعلم ممّا طوى عنكم عيبة اذا لخرجتم الى الصّعدات تبكون على اعمالكم و تلتدمون على انفسكم و لتركتم اموالكم لا حارس لها و لا خالف عليها و لهمّت كلّ امرء منكم نفسه لا يلتفت الى غيرها و لكنّكم نسيتم ما ذكّرتم و امنتم ما حذّرتم فتاه عنكم رايكم و تشتّت عليكم امركم

 

?اگر بدانید آنچه من می ‏دانم از چيزهائى كه عیب آن از شما پوشيده شده است ،
?به صحراها و بلنديها بیرون می رفتید،يعنى از خانه‏ ها ترک استراحت می کردید
?در حالتى كه بر اعمال خود گریه و با نوحه به صورت و سينه خود می زديد.
?و قطعا مالهاى خود را بدون هیچ حافظ و صاحب و جانشينى ترک می کردید،
?و هر شخصی از شما نفس خود را محزون و غمگين می ‏ساخت يا می ‏گداخت
?به طورى كه اصلا التفات به غير خود نداشت،

?ولی شما آنچه را بدان پند داده شدید فراموش نموديد ،
?و از آنچه ترسانيده شديد خود را ایمن دانستید
?پس انديشه و تدبير شما حیران شد،
?و كار شما بر شما پراکنده گردید.

 

?نهج البلاغه خطبه 115

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:20:00 ق.ظ ]




 

 

〰〰〰〰〰〰•????????

 سوره آل عمران آیه۱۰۲ 

•~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~•
آیه۱۰۲) «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

????????•〰〰〰〰〰〰
آیه۱۰۲) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست، پروا كنيد؛ و زينهار، جز مسلمان نميريد.

•~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~•
تفسیر آیه۱۰۲) دعوت به تقوا
در آیه نخست، دعوت به تقوا شده است تا مقدمه اى براى دعوت به اتحاد باشد، در حقیقت دعوت به اتحاد بدون استمداد از یک ریشه اخلاقى و عقیده اى بى اثر و یا بسیار کم اثر است، به همین دلیل در این آیه کوشش شده است عوامل ایجاد کننده اختلاف و پراکندگى در پرتو ایمان و تقوا، تضعیف گردند، لذا افراد با ایمان را مخاطب ساخته، مى فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید! همگى آن گونه که حق تقوا و پرهیزگارى است نسبت به خدا پروا داشته باشید (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ).
در این که منظور از حق تقوا چیست؟ در میان مفسران سخن بسیار است اما شک نیست که حق تقوا آخرین و عالى ترین درجه پرهیزگارى است، که پرهیز از هر گونه گناه و عصیان و تعدى و انحراف از حق را شامل مى گردد.

?لذا در تفسیر درّ المنثور از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و در تفسیر عیاشى و معانى الاخبار از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که در تفسیر حق تقوا فرمودند: أَنْ یُطاعَ فَلایُعْصى وَ یُذْکَرَ فَلایُنْسى وَ یُشْکَرَ فَلایُکْفَرَ: حق تقوا و پرهیزگارى این است که پیوسته اطاعت فرمان او کنى، و هیچ گاه معصیت ننمائى، همواره به یاد او باشى، و او را فراموش نکنى، و در برابر نعمت هاى او شکرگذار باشى و کفران نعمت او ننمائى .
بدیهى است انجام این دستور، همانند همه دستورات الهى بستگى به میزان توانائى انسان دارد، بنابراین آیه فوق با آیه ۱۶ سوره تغابن که مى گوید: فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ: تا آنجا که توانائى دارید پرهیزگارى پیشه کنید هیچگونه منافاتى ندارد و گفتگو درباره تضاد این دو آیه و نسخ یکى به وسیله دیگرى، به کلى بى اساس است.
البته آیه دوم در حقیقت بیان قید و به اصطلاح تخصیص در آیه اول است و آن را مقید به مقدار توانائى انسان مى کند.
و از آنجا که ظاهراً در میان قدما گاهى کلمه نسخ بر تخصیص اطلاق مى شده، ممکن است منظور کسانى که آیه دوم را ناسخ آیه اول دانسته اند همان تخصیص بوده باشد.
به هر حال، در پایان آیه به طایفه اوس و خزرج و همه مسلمانان جهان هشدار مى دهد که به هوش باشند، تنها اسلام آوردن کافى نیست، مهم آن است که ایمان و اسلام خود را تا واپسین ساعات عمر، حفظ کنند، و با روشن ساختن آتش هاى خاموش شده کینه هاى دوران جاهلى، و پیروى از تعصب هاى نابخردانه، ایمان و اعمال پاک خود را بر باد ندهند، تا عاقبت و پایان کار آنها به بدبختى نگراید، لذا با تأکید مى فرماید: مراقب باشید که جز با ایمان و اسلام از دنیا بیرون نروید (وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ). تفسیر نمونه)

?• ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ •?
??

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:13:00 ق.ظ ]




##چگونه_آسوده‌تر_زندگی_کنیم

?نکته فوق العاده مهم و جالب برای برقراری ارتباط سالم و شاد با مردم

??امام سجاد(ع) به زُهْری فرمود:

چرا مردم را مثل خانواده‌ات تلقی نمی‌کنی؟

«وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ…»
(احتجاج/ج2/ ص320)

بعد توضیح می‌دهد که در این صورت باید بزرگ‌ترها را مانند پدر و مادرِ خود بدانی،
کوچک‌ترها را جای فرزند خودت بگذاری و
همسالان را برادر خود بشماری.

? وقتی آنها را خانواده خودت بدانی به کدام‌یک از آنها دوست داری ظلم کنی؟! کدام‌شان را دوست داری نفرین کنی؟! آبروی کدام‌یک را حاضری ببری؟!

?? بعد می‌فرماید: «وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ…»

وقتی ابلیس به تو القاء کرد که «بهتر از مسلمان دیگری هستی!»

❣ اگر او سنش بیشتر است، بگو ایمان و عمل صالح او بیشتر است،

اگر سنش کمتر است، بگو گناه من بیشتر است و

?? اگر هم‌سن توست، بگو من به گناه خود یقین و به گناه او شک دارم؛ پس او بهتر از من است!

?? اگر مردم به تو احترام گذاشتند، بگو «از خوبی آنهاست» اگر با تو نامهربانی کردند، بگو «به‌خاطر بدیِ من است»

اگر با همه مثل خانواده‌ات مهربان باشی، عیشت آسان می‌شود، دوستانت زیاد می‌شوند، دشمنانت کم می‌شوند، از خوبی‌شان خوشحال می‌شوی و از بدی‌شان ناراحت نمی‌شوی!

#استاد_پناهیان

???????



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:08:00 ق.ظ ]




.✨.?.?.???????.?.?.✨.

 سوره نسا آیه۸۵ 

?• • • • • • • • • • • • • • ?

آیه۸۵) «مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا ۖ وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا»

• • • • • • • ??? • • • • • •
آیه۸۵) هر كس شفاعت پسنديده كند، براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هر كس شفاعت ناپسنديده‌اى كند، براى او از آن [نيز] سهمى خواهد بود. و خدا همواره به هر چيزى تواناست.

?• • • • • • • • • • • • • • ?
تفسیر آیه۸۵) نتیجه تشویق کار نیک یا بد
در آیه قبل قرآن مى گوید: هر کسى در درجه اول مسئول کار خویش است، نه مسئول کار دیگران، اما براى این که از این مطلب سوء استفاده نشود، در این آیه مى فرماید: درست است که هر کسى مسئول کارهاى خود مى باشد ولى هر انسانى که دیگرى را به کار نیک وادارد سهمى از آن خواهد داشت، و هر کسى دیگرى را به کار بدى دعوت کند بهره اى از آن خواهد داشت (مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَکُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً سَیِّئَةً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها).
بنابراین، مسئولیت هر کس در برابر اعمال خویش به آن معنى نیست که از دعوت دیگران به سوى حق و مبارزه با فساد چشم بپوشد و روح اجتماعى اسلام را تبدیل به فردگرائى و بیگانگى از اجتماع کند، و در لاک خود فرو رود، بلکه موظف است به کار خوب تشویق و از کار بد منع نماید.
و در پایان آیه مى فرماید: خداوند توانا است و اعمال شما را حفظ و محاسبه کرده و در برابر حسنات و سیئات پاداش مناسب خواهد داد (وَ کانَ اللّهُ عَلى کُلِّ شَیْء مُقیتاً).
باید توجه داشت: مُقِیت در اصل، از ماده قُوْت به معنى غذائى است که جان انسان را حفظ مى کند، بنابراین مقیت که اسم فاعل از باب افعال است به معنى کسى است که قُوت دیگرى را مى پردازد و از آنجا که چنین کسى حافظ حیات او است، کلمه مقیت به معنى حافظ نیز به کار رفته.
و نیز شخصى که قُوت مى دهد، حتماً توانائى بر این کار دارد، به همین جهت این کلمه به معنى مقتدر نیز آمده و چنین کسى مسلماً حساب زیردستان خود را دارد، به همین دلیل، به معنى حسیب نیز آمده است و در آیه فوق، تمام این معانى ممکن است از کلمه مقیت اراده شود.
تفسیر نمونه)

… … … … … … … … … … … … … … … …✨.?.?.???????.?.?.✨.

?یک برنامه مهم اسلامى
آیه فوق یکى از برنامه ها و دستورات اصیل اسلام در مسائل اجتماع را اعلام مى دارد و تصریح مى کند: مردم در آثار و پیامدهاى اعمال یکدیگر از طریق شفاعت، تشویق و راهنمائى شریکند.
بنابراین، هر گاه سخن، یا عمل و یا حتى سکوت انسان سبب تشویق جمعیتى به کار نیک، یا بد شود، تشویق کننده سهم قابل توجهى از نتایج آن کار خواهد داشت بدون این که چیزى از سهم فاعل اصلى کاسته شود.
✨در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین نقل شده:
مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوف أَوْ نَهى عَنْ مُنْکَر أَوْ دَلَّ عَلى خَیْر أَوْ أَشارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیْکٌ وَ مَنْ أَمَرَ بِسُوء أَوْ دَلَّ عَلَیْهِ أَوْ أَشارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیْکٌ:
هر کس به کار نیکى امر، یا نهى از منکرى کند و یا مردم را راهنمائى به عمل خیرى نماید، و یا به نحوى موجبات تشویق آنها را فراهم سازد، در آن عمل سهیم و شریک است، و همچنین هر کس دعوت به کار بد یا راهنمائى و تشویق به آن نماید، او نیز شریک است .
در این حدیث، سه مرحله براى دعوت اشخاص به کار خوب و بد ذکر شده، مرحله امر، مرحله دلالت و مرحله اشاره که به ترتیب مرحله قوى و متوسط و ضعیف است.
به این ترتیب، هر گونه دخالت در وادار کردن دیگرى به کار نیک و بد، سبب مى شود که به همان نسبت در محصول و برداشت آن سهیم باشد.
مطابق این منطق اسلامى، تنها عاملان گناه، گناهکار نیستند، بلکه تمام کسانى که با استفاده کردن از وسائل مختلف تبلیغاتى، و یا آماده ساختن زمینه ها، و حتى گفتن یک کلمه کوچک تشویق آمیز، عاملان گناه را به کار خود ترغیب کنند در آن سهیمند، همچنین کسانى که در مسیر خیرات و نیکى ها از چنین برنامه هائى استفاده مى نمایند از آن سهم دارند.
از پاره اى از روایات که در تفسیر آیه وارد شده است چنین بر مى آید که یکى از معانى شفاعت حسنه یا سیئه، دعاى نیک، یا بد در حق کسى کردن است که یک نوع شفاعت در پیشگاه خدا محسوب مى شود.
از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده:
مَنْ دَعا لاَِخِیهِ الْمُسْلِمِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ أُسْتُجِیْبَ لَهُ وَ قالَ لَهُ الْمَلَکُ فَلَکَ مِثْلاهُ فَذلِکَ النَّصِیْبُ:
کسى که براى برادر مسلمانش در پشت سر او دعا کند به اجابت مى رسد و فرشته پروردگار به او مى گوید: دو برابر آن براى تو نیز خواهد بود، و منظور از نصیب در آیه همین است .
و این تفسیر، با تفسیر سابق منافاتى ندارد، بلکه توسعه اى در معنى شفاعت است، یعنى هر مسلمانى هر نوع کمک به دیگرى کند، خواه از طریق دعوت و تشویق به نیکى، یا از راه دعا در پیشگاه خدا و یا به هر وسیله دیگرى باشد، در نتیجه آن سهیم خواهد بود.
این برنامه اسلامى، روح اجتماعى بودن و عدم توقف در مرحله فردیت را در مسلمانان زنده نگه مى دارد و این حقیقت را اثبات مى کند که:
انسان با توجه به دیگران و گام برداشتن در مسیر منافع آنان هرگز عقب نمى ماند و منافع فردى او به خطر نخواهد افتاد، بلکه در نتایج آنها سهیم خواهد بود.
تفسیر نمونه
… … … … … … … … … … … … … … … …?
?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1397-02-14] [ 03:24:00 ب.ظ ]