بیت الزینب


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


 



کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد…
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم…
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود…
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی…
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک…

مهربان خدایم دوستت دارم…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-12-27] [ 12:42:00 ق.ظ ]




❤عشق آدم و حوّا❤

حکایت کرده اند که صبح روز هبوط، آدم نزد پروردگار آمد و گریه ای کرد از عشق، به طراوت باران بهمنی و گفت « ای معبود و معشوق یکتای من، اکنون که ما را به تبعیدگاه نامعلومی می فرستی، گیرم که من در همه سختیهای ناشناخته در عالم آب و گل شکیبا باشم، با من بگو که آخر فراق تو را چگونه تحمل توانم کرد؟»
خدواند آهسته در گوش آدم گفت: «من خود با تو می آیم»
آدم پرسید: « این چگونه باشد؟»
فرمود: « تو در سیمای آن حوّا که همراه توست خورشید لبخند من و برق نگاه من و صدای مهربان و شیرین من و اطوار و تجلیات جمال من که هردم تجدید می شود خواهی یافت. حوّا اقیانوسی است آکنده از درّ و گوهر که آن را هیچ پایان نیست اما بدان که گوهر را در کنار ساحل نمی توان یافت. غوّاصی باید، چالاکی، نیکبختی، تا دردانه عشق را در ژرفای وجود او صید کند.»

عشق دردانه است و من غوّاص و دریا میکده
سر فرو بردم در اینجا تا کجا سر بر کُنم

ابن فارض مصری در قصیده هفتصد بیتی تائیه کبری که قصیده «نظم السلوک» نام دارد، به صراحت از تجلی خاص احد در حوّا سخن گفته است:

ففی نشئة الاولی ترائت لادم
بمظهر حوا، قبل حکم الامومة
پس (آن معشوق) در نشئه نخستین برآدم ظاهر گردید
در صورت و مظهر حوّا، پیش از آنکه
حکم مادری برای حوّا مقرّر گردد.

برگرفته از کتاب «سیصدوشصت و پنج روز در صحبت قرآن»
به قلم حسین الهی قمشه ای 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ق.ظ ]




??.:•°•:•°•:•°•:???:•°•:•°•:•°•:.??

 سوره حدید آیه۲۱ به همراه ترجمه،تفسیر 

.•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•.
آیه۲۱) «سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»

•••••••••••••••••••••???•••••••••••••••••••
آیه۲۱) [براى رسيدن‌] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‌اند، بر يكديگر سبقت جوييد. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‌دهد، و خداوند را فزون‌بخشى بزرگ است.

.•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•:•°•.
تفسیر آیه۲۱):

یک مسابقه بزرگ معنوى
بعد از بیان ناپایدارى جهان و لذات آن، و این که مردم در سرمایه هاى کم ارزش این جهان نسبت به یکدیگر، تفاخر و تکاثر مى جویند، در آیات مورد بحث مردم را به یک مسابقه عظیم روحانى در طریق کسب آنچه پایدار است و سزاوار هرگونه تلاش و کوشش دعوت کرده مى فرماید: براى نیل به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که وسعت آن همچون پهنه آسمان و زمین است و آماده براى کسانى است که ایمان به خداوند و فرستادگان او آورده اند، بر یکدیگر سبقت جوئید (سابِقُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ).
در حقیقت مغفرت پروردگار، کلید بهشت است همان بهشتى که پهنه آسمان و زمین را فرا مى گیرد، و از هم اکنون آماده براى پذیرائى مؤمنان است، تا کسى نگوید: بهشت نسیه است، و بر نسیه دل نباید نهاد، گرچه به فرض نسیه بودن از هر نقدى نقدتر محسوب مى شد; چرا که از سوى خدائى وعده داده شده که قادر بر همه چیز است، تا چه رسد به این که کاملاً نقد و الآن موجود است.
شبیه همین معنى در آیه ۱۳۳ سوره آل عمران آمده، با این تفاوت که: در اینجا سابِقُوا (از ماده مسابقه ) و در آنجا سارِعوا (از ماده مسارعه به معنى سرعت گرفتن بر یکدیگر) آمده است که با هم قریب الافق هستند (با توجه به مفهوم باب مفاعله که غلبه کردن دو نفر را در مقابل هم مجسم مى کند).
تفاوت دیگر این که: در آنجا: عَرَضُهَا السَّمواتُ وَ الاَرْضِ است و در اینجا کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الأَرْضِ و با کمى دقت روشن مى شود که این دو تعبیر نیز یک حقیقت را بازگو مى کند.
و نیز در آنجا مى گوید: آماده براى پرهیزکاران است و در اینجا مى فرماید: براى مؤمنان .
از آنجا که پرهیزکارى، ثمره درخت ایمان راستین است این دو تعبیر نیز لازم و ملزوم یکدیگرند. تفسیر نمونه)

??.:•°•:•°•:•°•:???:•°•:•°•:•°•:.??


به این ترتیب،  آیه، یک حقیقت را تعقیب مى کند با دو بیان متفاوت، به همین دلیل، آنچه از بعضى نقل شده که: آیه سوره آل عمران را اشاره به بهشت مقربان دانسته اند، و آیه مورد بحث را اشاره به بهشت مؤمنان ، صحیح به نظر نمى رسد.
به هر حال، تعبیر به عَرض در اینجا در مقابل طول نیست آنچنان که بعضى از مفسران گفته اند، و به دنبال آن در جستجوى طول چنان بهشتى هستند که عرضش همچون آسمان و زمین است، و از این نظر به زحمت افتاده اند! بلکه عرض در این گونه استعمالات، به معنى وسعت است، مانند تعبیر پهنه در فارسى مى گوئیم: پهنه دشت، یعنى وسعت صحرا.
تعبیر به مَغفرت و آمرزش، قبل از بشارت به بهشت که در هر دو آیه آمده، اشاره لطیفى به این حقیقت است که تا انسان از گناه پاک نشود، لایق ورود به بهشت و جوار قرب پروردگار، نخواهد بود.
این نکته نیز شایسته توجه است که، پیشى گرفتن به سوى مغفرت پروردگار از طریق اسباب آن است، مانند توبه و جبران طاعات فوت شده و اصولاً اطاعت پروردگار، پرهیز از معاصى است.
و اگر در بعضى از احادیث یا تفاسیر، روى بعضى از واجبات و مستحبات تکیه شده، مانند: پیشى گرفتن در جماعت در صف اول و یا صف اول در جهاد و یا تکبیرة الاحرام با امام جماعت و یا نماز اول وقت به خاطر ذکر مثال یا بیان مصداق روشن است و چیزى از گستردگى مفهوم آیه، نمى کاهد.
و در پایان آیه مى افزاید: این فضل الهى است که به هر کس بخواهد، مى دهد و خداوند صاحب فضل عظیم است (ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ).
یقیناً آنچنان بهشت گسترده، با آن مواهب عظیمش، چیزى نیست که انسان با این اعمال ناچیز، به آن برسد، و این تنها فضل و رحمت و لطف الهى است که آن پاداش عظیم را در مقابل این قلیل قرار داده، و از او نیز جز این انتظار نیست; چرا که پاداش ها همیشه به مقیاس اعمال نیست، بلکه به مقیاس کرم پاداش دهنده است.
و به هر حال، این تعبیر به خوبى نشان مى دهد که ثواب و جزا مزد عمل نیست بلکه، یک نوع تفضل و رحمت است.
تفسیر نمونه)

•°• •°• •°• •°• •°• •°• •°• •°•

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:30:00 ق.ظ ]




?❤️

 

?پیامبر رحمت(ص):

هنگامی که بهار از راه رسید، زیاد به فکر قیامت باشید؛ زیرا #قیامت شبیه #بهار است.?

مفاتیح الغیب ص17:194?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:15:00 ق.ظ ]




به نام  خالق ریحان و بوی خوش آن

خدای من

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت …

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت …

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1396-12-26] [ 11:24:00 ق.ظ ]




نقاش ﻣﺸﻬﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺵ ﺑﻮﺩ

ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﻄﻮﺭ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ

ﻧﻘﺎﺵ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻏﺮﻕ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺵ ﺑﻮﺩ، ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ

ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻋﻘﺐ ﺭﻓﺖ

 

ﻧﻘﺎﺵ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﻘﺐ ﺭﻓﺘﻦ، ﭘﺸﺘﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻟﺒﻪ ﭘﺮﺗﮕﺎﻩ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪﺵ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ، ﺷﺨﺼﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺵ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩ ﻧﻘﺎﺵ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺗﺮﺱ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﻮﺩ

 

ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻗﻠﻤﻮﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﺮﺩ!!!

ﻧﻘﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ

ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﻫﺪﺵ ﺑﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﻮﺩ

ﺑﺮﺍﺳﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺁﯾﻨﺪﻩ ماﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ

ﺍﻣﺎ ﮔﻮﯾﺎ ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﭼﻪ ﺧﻄﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ؛

ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ

ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﻬﯿﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ‌.

به او اعتماد کن …..

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




 

امیر مؤمنان علی علیه السلام در وصیتش به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود:

به کسی که تو را امین حساب کرده خیانت مکن هر چند او به تو خیانت کرده باشد .

 

 

? مستدرک الوسائل ج۹ ص۱۳۶

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:36:00 ق.ظ ]