بیت الزینب


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


 



 

 

 

 

 

?حضرت #امام_خامنه_ای (مدظله العالی):

 

?«اگر مسئولان و مردم بتوانند اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی محقق و کشور را از جادوی مالی و پولی دشمن خلاص کنند و ارزش و آقایی دلار را در زندگی اقتصادی بشکنند، کشورهای دیگر را نیز نجات داده‌اند و برای آنها الگو خواهند شد. ۹۵/۶/۲۸»

——

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1397-05-23] [ 09:32:00 ق.ظ ]




 

 

 

امام على عليه السلام:

 

زشت ترين خيانت، فاش كردن راز [كسى ]است

أقبَحُ الغَدرِ إذاعَةُ السِّرِّ 

 

 

 

 

 

غررالحكم حدیث 3005

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:26:00 ق.ظ ]




>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>??

??

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره زمر آیه۴۹ 

 

> > > > > > > > > > > > > > > > > > > > 

آیه۴۹) فَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ 

 

>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•>•?

آیه۴۹) هنگامی كه انسان را زیانی رسد، ما را (برای حلّ مشكلش) می‌خواند؛ سپس هنگامی كه از جانب خود به او نعمتی دهیم، می‌گوید: «این نعمت را بخاطر كاردانی خودم به من داده‌اند»؛ ولی این وسیله آزمایش (آنها) است، امّا بیشترشان نمی‌دانند.

 

> > > > > > > > > > > > > > > > > > > >

تفسیر آیه۴۹) در سختى ها به یاد خدا هستند، اما…

باز در اینجا موضوعِ سخن، افراد بى ایمان و ظالمانند، و چهره دیگرى از چهره هاى زشت آنها را منعکس مى کند.

نخست مى فرماید: هنگامى که انسان را زیان و ضررى (و درد و رنج و فقرى ) برسد، براى حل مشکلش ما را مى خواند (فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا). همان انسانى که طبق آیات گذشته، از شنیدن نام خداوند یگانه مشمئز مى شد، آرى همان انسان، به هنگام گرفتارى در تنگناى حوادث، به سایه لطف الهى پناه مى برد.

اما آن هم موقتى است هنگامى که به او نعمتى از ناحیه خود عطا کنیم و درد و رنجش را برطرف سازیم، لطف و عطاى ما را به دست فراموشى مى سپارد، و مى گوید: این نعمت را خودم، دست و پا کردم، و بر اثر لیاقت و کاردانى خودم بوده (ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنّا قالَ إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلى عِلْم).

✨نمونه این سخن، همان است که قرآن، در آیه ۷۸ سوره قصص از زبان قارون نقل مى کند که، در برابر دانشمندان بنى اسرائیل که به او اندرز دادند: از این نعمت هاى خداداد در راه رضاى او استفاده کن! چنین گفت: إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلى عِلْم عِنْدِى: اینها مواهبى است که من با علم و دانش خود به دست آورده ام !

این غافلان بى خبر، هیچ فکر نمى کنند که آن علم و دانش نیز، موهبتى از سوى خداست، آیا آنها این علم و دانشى را که سبب تدبیر معاش و کسب درآمدهاى فراوان مى شود، خودشان به خودشان داده اند؟ یا از ازل جزء ذاتشان بوده است؟!.

بعضى از مفسران، در تفسیر این جمله، احتمال دیگرى نیز داده اند و آن این که، آنها مى گویند: این مواهب را خدا به خاطر این به ما داده است که، عالم به لیاقت و استحقاق ما بوده.

این احتمال، گرچه در آیه مورد بحث، امکان دارد ولى در آیه سوره قصص در مورد قارون با توجه به کلمه عِنْدِى (نزد من) ممکن نیست، و مى تواند قرینه اى بر آیه مورد بحث، و ترجیح تفسیر اول بوده باشد.

سپس، قرآن در پاسخ این افراد خودبین و کم ظرفیت ـ که چون به نعمتى رسند به زودى خود را گم مى کنند ـ چنین مى گوید: بلکه این نعمت وسیله آزمایش آنها است ولى اکثرشان نمى دانند (بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لایَعْلَمُونَ).

?هدف این است که، با بروز حوادث سخت، و به دنبال آن رسیدن به نعمت هاى بزرگ، آنچه را در درون دارند آشکار کنند:

آیا، به هنگام مصیبت مأیوس، و به هنگام نعمت مغرور مى گردند؟

آیا، در این تحولات، بیشتر به فکر خدا مى افتند، و یا غرق دنیا مى شوند؟

آیا، خویشتن خویش را فراموش مى کنند و یا با توجه به ضعف هاى خود بیش از پیش به یاد خدا خواهند بود؟

ولى افسوس، که بیشتر مردم فراموش کارند و از این حقایق آگاه نیستند.

این حقیقت بارها در آیات قرآن تکرار شده است که، خداوند حکیم، گاه، انسان را در تنگناى مشکلات قرار مى دهد، و گاه، در رفاه و آسایش و نعمت، تا او را از این طرق بیازماید، ارزش وجودى او را بالا ببرد، و به این حقیقت که همه چیز، از ناحیه او است آشنا سازد.

اصولاً، شدائد، زمینه ساز شکوفائى فطرت است، همان گونه که نعمت ها مقدمه معرفت مى باشد.

قابل توجه این که، در این آیه، روى کلمه انسان تکیه شده، و او را به عنوان فراموشکار و مغرور، معرفى کرده، این، اشاره به انسان هائى است که تحت تربیت مکتب هاى الهى قرار نگرفته اند، و مربى و راهنمائى نداشته اند، شهواتشان آزاد بوده، در میان هوس ها غوطهور شده، و به صورت گیاهانى خودرو بوده اند، آرى، آنها هستند که هر گاه گرفتار درد و رنجى شوند، به سوى خدا مى آیند، و هنگامى که طوفان حوادث، فرو نشست و مشمول نعمت هائى گردند، خدا را به دست فراموشى مى سپارند.

تفسیرنمونه) 

>•>•>•>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:23:00 ق.ظ ]




 

 

 

 

 امام على عليه السلام: 

بدانيد آن كه از سخن نادرست درباره خود، بى تاب مى شود، خردمند نيست 

اِعلَموا أنَّهُ لَيسَ بِعاقِلٍ مَنِ انزَعَجَ مِن قَولِ الزّورِ فيهِ

 

الكافی ج 1 ص 50 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1397-05-17] [ 05:41:00 ب.ظ ]




  .〰.〰.?.?.?.?.?.〰.〰.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره نحل آیه۷۲ 

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

آیه۷۲} وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ 

 

.〰.〰.〰.?.?.?.〰.〰.〰.

آیه۷۲} خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد؛ و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوه‌هایی به وجود آورد؛ و از پاكیزه‌ها به شما روزی داد؛ آیا به باطل ایمان می‌آورند، و نعمت خدا را انكار می‌كنند؟!

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تفسیر آیه۷۲} آخرین آیه مورد بحث که مانند دو آیه گذشته با کلمه اللّه شروع مى شود، و بیانگر نعمتهاى خداوند است، اشاره به مواهب او از نظر نیروهاى انسانى و معاونان و کمک کاران، و همچنین روزیهاى پاکیزه، مى کند، و این حلقه هاى سه گانه نعمت را که در این سه آیه ذکر شده، تکمیل مى نماید.

یعنى از نظام حیات و مرگ، شروع کرده، آن گاه تفاوت روزى ها و استعدادها را که نظام تنوع زندگى است بیان مى کند، و با آیه مورد بحث که ناظر به نظام تکثیر مثل بشر، و روزى هاى پاکیزه است پایان مى گیرد.

مى گوید: خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد (وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً).

همسرانى که هم مایه آرامش روح و جسمند و هم سبب بقاء نسل.

لذا بلافاصله اضافه مى کند: و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه ها قرار داد (وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَنِینَ وَ حَفَدَةً).

 حَفَدَة جمع حافد در اصل به معنى کسى است که بدون انتظار پاداش، با سرعت همکارى مى کند، ولى در آیه مورد بحث، به عقیده بسیارى از مفسران، منظور نوه ها است و بعضى خصوص نوه هاى دخترى را گفته اند.

بعضى دیگر معتقدند: بَنِین به فرزندان کوچک گفته مى شود و حَفَدَه به فرزندان بزرگ که مى توانند کمک و همکارى کنند.

و بعضى آن را هرگونه معاون و کمک کار را اعم از فرزندان و غیر فرزندان دانسته اند

ولى معنى اول یعنى نوه ها در اینجا از همه، نزدیکتر به نظر مى رسد، هر چند مفهوم حَفَدَة در اصل، ـ چنانکه گفتیم ـ وسیع است.

و به هر حال، بى شک وجود نیروهاى انسانى، همچون فرزندان، نوه ها و همسران در اطراف هر کس، نعمت بزرگى براى او است، که هم از نظر معنوى او را حمایت مى کنند و هم از نظر مادى.

سپس مى فرماید: خداوند از پاکیزه ها به شما روزى داد (وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ).

 طَیِّبات در اینجا مفهوم وسیعى دارد که هر گونه روزى پاکیزه را شامل مى شود خواه جنبه مادى داشته باشد، یا معنوى، جنبه فردى داشته باشد یا اجتماعى.

و در پایان، به عنوان یک نتیجه گیرى کلى از این بحث مى گوید: آیا آنها با این همه آثار عظمت و قدرت خدا که مشاهده مى کنند، و با این همه مواهبى که از ناحیه او به آنها ارزانى شده، باز به سراغ بتها مى روند؟ آیا به باطل ایمان مى آورند و نعمت خداوند را انکار مى کنند ؟ (أَ فَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ).

این چه نوع قضاوتى است؟ و این چه برنامه نادرستى است؟ که انسان سرچشمه نعمتها را فراموش کرده و به سراغ موجودى برود که منشأ کمترین اثرى نیست و مصداق روشن باطل در تمام ابعاد است.

 

.〰.〰.?.?.?.?.?.〰.〰.

آیا ایجاد تفاوت با عدالت سازگار است؟

در اینجا این سؤال پیش مى آید: آیا ایجاد تفاوت و اختلاف، از نظر رزق و روزى در میان مردم با اصول عدالت پروردگار، و مساواتى که باید بر نظام جوامع بشرى حاکم باشد، سازگار است؟

در پاسخ این سؤال باید به دو نکته دقیقاً توجه داشت:

?۱ ـ بدون شک اختلافى که در میان انسانها از نظر بهره هاى مادى و درآمدها وجود دارد قسمت مهمش مربوط به تفاوت استعدادهاى آنها است، این تفاوت استعدادهاى جسمانى و روحانى، که سرچشمه تفاوت در کمیت و کیفیت فعالیتهاى اقتصادى مى شود بهره بعضى را بیشتر، و در آمد بعضى را کمتر مى کند.

البته، تردیدى نیست: گاهى حوادثى که از نظر ما صرفاً جنبه تصادف دارد، سبب مى شود: بعضى به مواهب بیشترى دست یابند، ولى اینها را مى توان امور استثنائى شمرد، آنچه پایه و ضابطه اصلى در غالب موارد است، همان تفاوت در کمیت یا کیفیت تلاشها است ـ البته موضوع بحث ما یک جامعه سالم و خالى از استثمار و بهره کشیهاى ظالمانه است، نه جوامع منحرف که از قوانین آفرینش و نظام انسان برکنارند ـ .

حتى کسانى را که گاهى ما آنها را انسانهاى بى دست و پا و بى عرضه اى مى پنداریم و از این که: در آمدهاى قابل ملاحظه اى دارند تعجب مى کنیم، اگر با دقت بیشترى در جسم و روان و اخلاق آنها بنگریم و قضاوتهائى که از مطالعات سطحى سرچشمه مى گیرد، دور بیفکنیم، خواهیم دید: آنها غالباً نقطه قوتى داشته اند که به جائى رسیده اند (باز تکرار مى کنیم موضوع بحث ما جامعه سالمى است که از استثمار دور باشد).

به هر حال، این تفاوت درآمدها از تفاوت استعدادهائى سرچشمه مى گیرد که آن هم نیز از مواهب الهى است، ممکن است در پاره اى از موارد اکتسابى باشد ولى در پاره اى از موارد نیز قطعاً غیر اکتسابى است، بنابراین، حتى در یک جامعه سالم از نظر اقتصادى نیز تفاوت در آمدها غیر قابل انکار است، مگر این که: بتوانیم انسانهاى قالبى همشکل، همرنگ و هم استعداد بسازیم که هیچگونه تفاوتى با هم نداشته باشند و تازه اول درد سر و مشکلات است!.

?۲ ـ بدن یک انسان، یا اندام یک درخت، یا یک بوته گل را در نظر بگیرید، آیا امکان دارد این ساختمانِ موزون با تساوى میان اعضاء و اندامها از هر نظر پیدا شود؟ آیا قدرت مقاومت و استعداد ریشه درختان مى تواند با گلبرگهاى لطیف شکوفه ها، و استخوان پاشنه پا با پرده هاى ظریف شبکیه چشم از هر نظر یکسان باشد؟ و اگر ما بتوانیم آنها را یکسان کنیم آیا فکر مى کنید کار صحیحى انجام داده ایم؟!

اگر از شعارهاى کاذب و خالى از شعور بگذریم، فرض کنید ما یک روز بتوانیم همان انسانها قالبى و خیالى از هر نظر را بسازیم و کره زمین را از پنج هزار میلیون نفر انسان هم شکل، هم قواره، هم ذوق، هم فکر و همسان از هر نظر، درست مانند سیگارهائى که به یک کارخانه سفارش داده اند، پر کنیم.

آیا آن روز زندگى خوبى نصیب انسانها خواهد شد؟ مسلماً نه، جهنمى پیدا مى شود که همه، در آن در زحمت خواهند بود، همه، به یکسو حرکت مى کنند، همه، یک چیز مى خواهند، همه، یک پست مى طلبند، همه، یک نوع غذا را دوست دارند، و همه، مى خواهند یک کار واحد انجام دهند.

 

.〰.〰.?.?.?.?.?.〰.〰.

ادامه تفسیر:?

 

بدیهى است، خیلى زود، عمر چنین زندگى پایان مى یابد و به فرض باقى بماند زندگى خسته کننده بى روح و یکنواختى خواهد بود که چندان تفاوتى با مرگ ندارد.

بنابراین، وجود تفاوت در استعدادها و آنچه لازمه این تفاوت است، براى حفظ نظام جامعه و حتى براى پرورش استعدادهاى مختلف، نهایت لزوم را دارد، و شعارهاى کاذب هرگز نمى تواند جلو این واقعیت را بگیرد.

اما مبادا این سخن را چنین تفسیر کنید که: ما جامعه طبقاتى و نظام استثمار و استعمار را با این سخن مى پذیریم، نه، هرگز، منظور، تفاوتهاى طبیعى است و نه مصنوعى، تفاوتهائى است که در عین حال، مکمل یکدیگر و معاون یکدیگر بوده باشند، نه سدّى بر سر راه پیشرفت یکدیگر ایجاد کنند و به تجاوز و تعدى بپردازند.

اختلاف طبقاتى (توجه داشته باشید منظور از طبقات همان مفهوم اصطلاحى آن، یعنى طبقه استثمار کننده و استثمار شونده است) هرگز موافق نظام آفرینش نیست، آنچه موافق و هماهنگ نظام آفرینش است، تفاوت استعدادها و تلاشها و کوششها است و میان این دو از زمین تا آسمان فرق است (دقت کنید).

و به تعبیر دیگر، تفاوت استعدادها باید در مسیر سازنده به کار افتد، درست مانند تفاوت ساختمان اعضاء یک بدن، یا اندام یک گل، آنها در عین تفاوت معاون یکدیگرند، نه مزاحم یکدیگر.

کوتاه سخن این که: نباید تفاوت استعدادها و درآمدها باعث سوء استفاده در راه ایجاد جامعه طبقاتى گردد.

و به همین دلیل در پایان آیه مورد بحث، مى فرماید: آیا آنها نعمت خدا را انکار مى کنند (أَ فَبِنِعْمَةِ اللّهِ یَجْحَدُونَ).

 

اشاره به این که: این تفاوتها در صورت طبیعى اش (نه صورت مصنوعى و ظالمانه) از نعمتهاى خدا است که براى حفظ نظام مجتمع بشرى ایجاد شده است.

تفسیر نمونه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:37:00 ب.ظ ]




 

 

? ســردار دلهــا حــاج ‌قاسـم‌ سلیمانی.

 

?اَرنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد…

 

?تو که با منی همیشه، چه تَرآ چه لَن تَرانی…

 

?#حفظکم_الله?

——

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1397-05-16] [ 01:05:00 ب.ظ ]




عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها
(مولوی)

اما تأسف بر کسانی که خداوند را فقط خدای عقل می دانند و نه خدای عشق و کلام او (قرآن) را نیز فقط کلام عقل می دانند و نه پیام عشق. در حالی که پیش از آن که قرآن از عقل بگوید، از عشق گفته است

و پیامبر گرامی(ص) از آن رو در کلام خدا رحمتی برای عالمیان نامیده شده که با عرضه ي قرآن، معرفی برای این عشق بوده است و به درستی که حامل چنین پیامی، فخر عالم و رحمتی است برای آن. تأسف بر کسانی که اسلام را دین قساوت و سنگدلی و خدای آن را خدایی انتقام جو معرفی میکنند

غافل از این که خود آنها بیش از همه به لطف و رحمت و بخشش خداوند نیاز دارند و اگر این لطف و رحمت نباشد، چه کسی می تواند از این ورطه به عافیت بگذرد؟

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
(حافظ)

چه کسی بدون لطف و رحمت او می تواند به جایی برسد؛ اگر او تعلیم ندهد، تزکیه نکند، حکمت ندهد، سینه را نگشاید، بارهای گران را از دوش بر ندارد، هنگام وسوسه ي شیطان که می رود پا بلغزد، او درنیابد و …؟!

جایی نرسد کس به توانایی خویش
اِلا تو چراغ رحمتش داری پیش
(سعدی)

امروزه معرفی نادرست اسلام و عرضه ي آن در قالب دینی خشک، جدا از عشق و خالی از پیام لطف الهی و طرح مباحث و نظرات آن در چنین حیطه ای، باعث سوء برداشت فراوانی برای جوانان این نسل شده و آنها را از این دین، گریزان و به دامان آیین ها و مکاتب وارداتی سوق داده است.

از طرف دیگر، در جوامع غربی نیز مسلمانان را وحشی، عقب مانده و اهل خشونت می خوانند و در جوامع و محافل بین المللی، اسلام را دین کُشت و کُشتار و تجاوز معرفی میکنند. در حالی که می دانیم اسلام دین آزادی اندیشه

(الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللهُ …)،

آزادی انتخاب

(قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * … لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ - لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ …)

و آزادی رهروی

(إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا) است.

علاوه بر این، دین اسلام، مرام مطلوب نزد خداوند را مرام اسلام (تسلیم شدن) در برابر اراده ي الهی معرفی میکند که عامل حركت به سوی غایت کمال است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ب.ظ ]