
انسان به آنچه از آن سیراب میگردد تبدیل میشود
از سکه …سکه
از فرزند ..فرزند
از درد … درد ..
از دنیای پر رنگ و لعاب …دنیای پر رنگ و لعاب
از حسد …حسد
از خوراک و پوشاک …خوراک و پوشاک
از خدا ….خدا
و هر چه را که از آن سیراب شود فانی باشد ….فانی خواهد شد در آن
و از هرچه بر آن سیراب شد و آن چیز فانی بود …نابود خواهد شد در آن …
تنها گروه اندکی باقی اند ….
آنان که سیراب شدند از حضوری ابدی
از خدا ….
وجودی که از خدا سیراب شود ….پر می شود و …خداست که باقی و حی و حاضر است
بشر به همان چه که به آن بیاندیشد و درآویزد …درآمیزد
شیشه ی کدر و شکننده ای را جستجو کند ..میشود همان شیشه و جسمی شکننده و ناپایدار
و اگر دُرّ وجود را جستجو کند …در وجودش دُرّی گرانبها خلق میگردد
بر هر چه مشتاق باشیم برآن ..همان خواهیم شد
زر و سیم و نام و دنیا
همگی فانی و یک نام باقی
نام بی نام او ….باقی
هشیار باش بشر …که از چه خود را و اندیشه ات را سیراب میکنی ..
تو همانی …که بر آنی,,,
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت