#دلنوشته های یک طلبه |
![]() |
سحر روز دهم چشم و دلم گریان است
نمک سفره ی اشکم شَهِ لب عطشان است
یاد روز دهم ماه محرم خواندم …
امشبی را شَهِ دین در حَرَمَش مهمان است…
#یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
#یا_حسین_علیه_السلام
///////////////////////
حسین_جان…
سحر روز دهم ، ظهر دهم در یادم
یاد غارت شدن پیرُهنی افتادم
مادری گوشه گودال صدا زد : پسرم
خواهری گفت خدایا تو برس بر دادم
قنوت امشب زهرا فقط شده مـادر
به روی سینه مادر نهاده سر، کوثر
الهی مادر یاسم غریب می میرد
غریب بود و غریبانه جان دهد آخر
فرم در حال بارگذاری ...
[دوشنبه 1396-03-15] [ 07:44:00 ب.ظ ]
|