#طلبه_ وبلاگ نویس_ ایرانشهر |
![]() |
آقاجان …..
حرف رفتن مزن ای یار ،
دلم می شکند …
گر نباشی تو علمدار ،
علم
می شکند …
تو تمامی امید دل مایی آقا …
حرف رفتن که شود ،
لوح و قلم می شکند …
لبیک یا خامنه ای
??????
? تقدیم به تمام مادران شهدا که بسیار عزیز و گرانقدر هستن…
?قصه دل ?
?درد دل مادر شهید با فرزندش
مادری خسته دل و رنجیده / داغ فرزند شهیدش دیده / آمده کنار قبر پسرش / عقده وا کرده برای جگرش /
پسرم! تا که شهیدان بودند / آسمان آبی بود / مهربانی و صفا بود و امید /
همه چون آینه باهم یکرنگ / سینه ها بوی محبت می داد / خاک هم بوی شهادت می داد /
چشم ها پایین بود /حرف یکرنگی بود /
ظاهرو باطن افراد به هم فرق نداشت /
همه خانم ها زیر چادر بودند / صحبت از تقوا بود / همه جا زیبا بود /
خسته ام زین همه تزویر و ریا / خسته ام از همه مردم شهر /
تو دعاکن که بمیرم پسرم / همه بر
زخم من انگار نمک می پاشند /
نام های شهدا را زاماکن همه برمی دارند / چه بگویم دل خونی دارم /
گله دارم، گله از بعضی ها / به خدا سخت زمینی شده اند /
فکر کارند و پی پست و مقام اند همه / فکر
اندوختن ثروت و مالند همه / فکر باغی در شهر، فکر ویلا و زمین ، وقتشان پرکرده /
خط کج گشته هنر / بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدند / کج روی محبوب است /
در مجالس و سخرانی ها ، تکیه و
هیئت ها / جای زیبای شهیدان خالیست / یا اگر هست از آن بوی ریا می آید /
پسرم کو دعاهای کمیل در همه جا / کو دعاهای توسل که به عکس شهدا تزیین بود /
آه ای مردم شهر که چنین در دل خود غوطه ورید
/ نکند پا بگذارید به خون شهدا / دل فرزند شهیدی نکند تنگ شود /
جان زهرا نپسندید که این فاصله فرسنگ شود / خواب غفلت به خدا گوشمان پر کرده / چشممان را بسته همه در خواب خوشیم /
همه در فکر تجمل هستیم / فکر روز و شبمان نان شب است/
باز هم کوفه پر از آه شده /کوچه های تنها، همه پرچاه شده / وعلیّ دوران رهبر تنهایی / برسر چاه زمان با دل تنهایش، درد دلها دارد / بر سر هر چاهی، اشک ها می بارد /
آه ای مردم شهر / آه ای هیئتیان / آه ای سینه زنان / آه ای گریه کنان / آه ای مسئولان/ نکند پا بگذاریم به خون شهدا نکند محو شود ارزشها /
نکند مادر وفرزند شهید بوی غربت گیرد / به خدا یک یکمان مسئولیم
?????????
فرم در حال بارگذاری ...
[یکشنبه 1395-12-22] [ 07:04:00 ب.ظ ]
|