#طلبه _وبلاگ نویس _ایرانشهر |
![]() |
تو را به گنبد طلایت قسم مرا بطلب
عجیب کرده هوایت دلم مرا بطلب
.
تمام حجم اتاق را گریه می کنم
برای لمس نگاهت توهم مرا بطلب
.
هنوز رضا رضاست، طنین ناله ی قلبم
شده پشت از غم و ناله خم مرا بطلب
.
حریم ِ آسمانی ابری ست بی نسیم شما
دلم ، به حرمت پاک حرم مرا بطلب
.
به دست صورتک روزها دلم زپا افتاد
نزدیک و نزدیکتر، ای صبحدم مرا بطلب
.
رمیده آهوی ِ دل سوی تو ، پناهش ده
غریب ِ آشنا ، من رهگذرم مرا بطلب
????????????????????????????
ای کاش منم خاک خراســـان بودم
آن لحظه که چون فصل بهاران آمد
ای کاش منم خلسه ی یا هو بودم
یا در حرمت نغمه ی هو هو بودم
ای کاش شبی دست نوازش سر من
می آمد و من بچه ی آهــــــو بودم
????????????????????????????
آقا ! دلم بـرای حـرم تنـگ گشتـه است
پایــم بدون حسّ شما لنـگ گشتـه است
چــونان کبـوترم که پـرش را شکستــــه اند
یا آهویی که زخمی یک سنگ گشته است
اشکم صــدای عطـر تـو را داد مـــی کشد
آهم به نای تشنه ،خوش آهنگ گشته است
دیگر زمان ، زمانــه ی مـاه و پلنـگ نیست
اظــهار عشـق بـر غــربا ننگ گشته است
دیـدی دران حـوالــی اگـر دست و پـا زنان
قلبی ز نصف واشده خـونرنگ گشته است
حتما ً منـم ، پرنده ی هجــران کشیــده ات
بـاری دلـم بـرای حــرم تنـگ گشتـــه است
????????????????????????????
فرم در حال بارگذاری ...
[یکشنبه 1395-05-24] [ 05:25:00 ب.ظ ]
|