علم آموزی زن در اسلام ... |
![]() |
«هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لايَعْلَمُونَ.» آیا آنان که میدانند با کسانی که نمیدانند، برابرند؟ (1)
سنت نادانی و در جهل به سر بردن دوران جاهلیت، با طلوع خورشید اسلام، از میان رفت و جای خود را به علمآموزی و دانشطلبی داد. قرآن، معجزه پیامبر، کتابی است مکتوب؛ تا غیرمستقیم مسلمانان طالب حق و حقیقت را به فراگیری خواندن و نوشتن دعوت کند.
در جایجای این کتاب آسمانی بر دانش و معرفت و آگاهی تأکیدات فراوانی شده است؛ به طوریکه خداوند درجات والایی را برای عالمان در نظر گرفته است: «يرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ.» خداوند کساني را که ايمان آوردهاند و کساني را که علم به آنان داده شده درجات عظيمي ميبخشد (2).
در این میان آنچه که مهم است، نحوه برخورد و تسری این تأکیدات در مورد زنان است. بررسی اینکه آیا اسلام همان اندازه که به مردان توصیه به علمآموزی دارد، به زنان نیز توصیه دارد یا خیر و نحوه این وصایا و تأکیدات چگونه است، امری است که در این یادداشت و به بهانه سالروز نهضت سوادآموزی، نگاهی به آن خواهیم داشت.
توصیه اسلام به کسب علم
آیات فراوانی که در قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر علمآموزی و کسب دانش تأکید دارد و از آنان به نیکی یاد میکند؛ آیاتی مانند:
1. «وَمَا يعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ…» تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نميدانند (3).
2. «قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يتْلَی عَلَيهِمْ يخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا.» بگو: خواه به آن ايمان بياوريد، و خواه ايمان نياوريد، کساني که پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامي که (اين آيات) بر آنان خوانده ميشود، سجدهکنان به خاک ميافتند (4).
3. «وَيرَی الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ.» کساني که به ايشان علم داده شده، آنچه را از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق مي دانند (5).
4. يرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.» خداوند کساني را که ايمان آوردهاند و کساني را که علم به آنان داده شده درجات عظيمي ميبخشد؛ و خداوند به آنچه انجام ميدهيد آگاه است (6).
5. «قُلْ هَلْ يسْتَوِي الْأَعْمَی وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ.» بگو: آيا نابينا و بينا يکسانند؟! يا ظلمتها و نور (ایمان و آگاهی) برابرند؟! (7)
6. «…لَكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ.» ولي راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام)، به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان ميآورند (8).
آنچه در آیات قرآن نسبت به علم و برتری آن آمده است، همه مفاهیم و کلماتی عام هستند، که به جنسیت اشارهای ندارند.
علاوه بر آیات، در روایات نیز بر این امر تأکید فراوانی شده است:
1. پيامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلم ميفرمايد: «علمآموزي بر هر مسلماني واجب است.» (9)
2. امام صادق علیهالسلام نيز فرموده است: «برتري عالم بر عابد مانند برتري ماه شب چهارده بر ديگر ستارگان است.» (10)
3. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودهاند: «علم را بیاموزید، هرچند در چین باشد.» (11)
آنچه روایات نیز بدان اشاره دارد، اموری فارغ از جنسیت است؛ توصیههایی به هر دو جنس زن و مرد. علاوه بر این توصیههای همگانی، بنابر نقش و جایگاه زن در خانواده و جامعه، میتوان به احادیث دیگری اشاره کرد که بر توصیه به علم، خاص زنان تأکید دارد:
1. امام کاظم علیهالسلام در روایتی که به صفات زن مورد انتخاب اشاره کرده است و میفرمایند: «زنی را برگزین که صاحب اندیشه و قدرت تعقل و نیز دارای ادب باشد.» (12)
2. امام علی و امام صادق علیهماالسلام نیز در روایات جداگانهای در زمینه ازدواج بر آن تأکید دارند که «از ازدواج با زنان نادان بپرهیزید.» (13)
3. اهمیت آگاهی در زنان به حدی است که در مورد کسی که کودک را شیر میدهد نیز توصیه شده است: «دایگی فرزندانتان را به زنان احمق نسپارید؛ زیرا حماقت او بهواسطه شیردادنش به فرزند سرایت میکند.» (14)
4. حتی در زمینه تربیت فرزندان نیز در روایتی از امام علی علیهالسلام آمده است: «فرزندانتان را به طلب دانش فرمان دهید.» (15) و پیامبر نیز یکی از حقوق فرزند بر پدر و مادر را سوادآموزی عنوان کردهاند (16).
روایتی متناقض
در کنار تمام روایات بیانشده که به برابری زن و مرد در تعلیم اشاره داشت، روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل شده که زنان را ا
ز آموختن کتابت نهی کرده است. این روایت علیرغم آنکه در کتب شیعه و سنی نقل شده است، اما بنابر آنچه که تا امروز در سنت ائمه علیهمالسلام و شیوه فقها دیده میشود، بدان عمل نشده است.
قال رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم: «… به زنان نوشتن نیاموزید، بلکه به آنها نخریسی و سوره نور را بیاموزید.» (17)
سلسله راویان این حدیث، نه قطعیت پذیرش دارد و نه قطعیت رد؛ لذا ناچاریم که آن را از نظر محتوایی مورد بررسی قرار دهیم.
الف) این روایت در تعارض با آیات متعدد مشترکی است که به بخشی از آنها اشاره کردیم.
ب) روایت در تناقض با سیره و سنت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و ائمهاطهار علیهمالسلام است.
ج) روایت فوق با روایات متعدد دیگری در این باب که به بخشی از آنها اشاره شد، تناقض دارد؛ روایاتی که بعضاً از سلسله سندی معتبر و غیرقابل خدشهای برخوردارند.
د) با توجه به آموزههای اصلی و اصولی دین، تفاوتی میان زن و مرد در هیچ بعدی از ابعاد دین وجود ندارد؛ مگر در موارد خاص که مسلماً علمآموزی از این موارد نیست.
ه) انحصار مواد آموزشی به زنان، در سوره نور و نخریسی، با ابعاد معنوی و انسانساز دین منافات دارد و نمیتوان دین را در مورد زنان تا بدین حد بسیط و ساده قلمداد کرد.
در نتیجه، از مجموعه آنچه که گذشت و با توجه به تضاد و تعارض این روایت در تناسب با آیات و روایات و سنت متعدد معصومین علیهمالسلام در این باب، به نظر میرسد که استناد به چنین روایتی با اشکال مواجه خواهد بود.
وجهه زنانه کسب علم
هدف انبیاء و ائمهاطهار علیهمالسلام تعلیم انسانها بود؛ بالطبع این امر را از دختران و همسران خویش آغاز کردند تا در سایه این علمآموزی، زنان بتوانند رسالت پدران و همسران و فرزندان خویش را در امر تبلیغ دین بهعهده گیرند. درست به همین خاطر است که زمانی که عدهای از زنان برای بهرهمندی بیشتر از حضور پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم خدمت ایشان رسیده و گفتند: ای پیامبر خدا! مردان بر ما فزونی یافتهاند، روزی را مخصوص ما قرار ده (که در آن به تعلم مسایل اسلامی بپردازیم). و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با رویی گشاده از این پیشنهاد ایشان استقبال کرده و روزی را مخصوص آنان قرار دادند که در آن به وعظ و تعلیم و تذکر زنان میپرداختند (18).
این دیدگاه، دیدگاه دین در مورد زن است؛ زنی که مادر است و انسانساز، همسر است و حامی و پشتوانه، زن است و عضوی از جامعه. در این دیدگاه، آگاهی زن، آگاهی تمام جامعه است و فکر درست و اندیشه ورزیده و فهیم او، سازنده آیندهای است که یا خود میسازد و یا زمینهساز آن است.
ازهمینروست که مقام معظم رهبری در ترسیم سیمای زن مسلمان فرهیخته میفرماید: «توصیهای که میکنم این است که خواهران و دختران عزیز من، این آگاهیها را بیشتر کنید. کتاب، مطالعه، دقت، تحقیق، درس، ورود در مسایل مورد ابتلای روز و اهتمام به کارهای دینی جزو وظایف حتمی و مسلمی است که امروز زنان کشور باید خودشان را مثل مردان موظف بدانند. شما هستید که فرزندان صالحی را تربیت میکنید، شما هستید که همسران خودتان را برای ورود در میدانهای خوب تشجیع میکنید، بسیاری از زنان، شوهران خودشان را بهشتی میکنند و آنها را از مشکلات دنیا و آخرت نجات میدهند، چنین ارزشی را کار و تلاش و آگاهی و موضعگیری زن دارد.» (19)
و با همین دیدگاه است که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، پس از نقل سرگذشت تأسفبار زن درطول تاریخ میگوید: «زن در تمام احكام عبادی و حقوق اجتماعی با مرد شریك است و در هر امری كه مرد استقلال دارد، مانند: ارث، كسب، معامله، تعلیم و تربیت و دفاع از حقوق و غیره، زن هم مستقل است؛ مگر در مواردی كه با مقتضای طبیعتش مخالف باشد.» (20)
استاد شهید مطهری نیز درباره آموزش زنان میگوید: «خداوند فكر و استعداد درسخواندن را و میل و شوق به آن را همانطور كه در مرد قرار داده، در زن هم قرار داده و منع او چیزی جز جلوی استعداد خدادادی را گرفتن نیست.» (21)
در تمام دوران شکوفایی اندیشه و عمل اسلامی، این زنان مسلمان بودند که در علم و تحصیل و آگاهی گوی سبقت را از سایر زنان همعصر خود ربوده بودند. «در مقایسه زندگی زن در جامعه اسلامی با نحوه زندگی زن یونانی و مسیحی در قرون وسطی، به روشنی میتوان دریافت كه زن مسلمان در آن روزگار به چه پایگاه بلندی از رشد عقلی و روحی و تأثیر فعال در زندگی جامعه اسلامی دست یافته بود؛ زیرا در بین دانشمندان یونانی چنانچه آرای اسپرطیین و افلاطون را كنار بگذاریم، بهرغم آن تمدن و پیشرفتی كه در علوم و برنامههای اجتماعی داشتند، نسبت به زن و حق برابری او در زندگی اجتماعی با مرد بخل ورزیده و این طبقه را به عنوان كالایی برای كامجویی به شمار آوردهاند. زن مسیحی نیز در آن جهل و بیخبری كه بر اروپای قرون وسطایی سایه افكنده بود، با مرد مسیحی شریك بود و
اگر چند مورد زنانی را كه سهم قابل ملاحظهای در تعلیم داشتند در برخی از دانشگاه های جنوبی اروپا به كار تدریس پرداختهاند از بقیه جدا كنیم، در دانشگاههای شمالی برای پذیرش زن هیچگونه گذشتی روا نگردیده و محتمل است كه دانشگاههای جنوبی اروپا تحتتأثیر آرا و رسوم اسلامی قرار گرفته باشد؛ زیرا پیوند فرهنگی بین دنیای شرق و غرب در نقاط جنوبی اروپا شدت داشته است.» (22)
زنان عالم و اندیشمند تاریخ اسلام
در راستای اهمیت و ضرورت کسب دانش بر زن و مرد، به نمونههایی در تاریخ از فعالیت علمی زنان در حوزههای مختلف برمیخوریم که مروری بر بخش کوچکی از آنها، به عنوان شاهد مثالی برای بحث، خالی از فایده نیست.
ابن حجر عسقلانی در كتاب خود از تعداد 1552 نفر (23) و ابن اثیر از بیش از هزار نفر زنان صحابه رسول خدا نام میبرند كه مصادر فقه و حدیث و تفسیر و تاریخ و سیره بودهاند (24).
این تعداد نشان از آن دارد که عموم زنان در دوران صدر اسلام، تحصیلات عالیه در موضوعاتی چون فقه و حدیث داشتند؛ بهطوریکه در کتب حدیثی شرح حال بالغ بر 1543 زن حدیثدان را میتوان یافت (25). این امر حكایت از آن دارد كه در آن زمان برای آموزش زنان بستر مناسبی وجود داشت و استادان زن غالباً در مساجد و یا اماكن عمومی به تدریس و بیان حدیث میپرداختند و شنیدن حدیث و مسایل علمی در محضر زنان در خانهها و با اجازه از همسران ایشان صورت میگرفت (26).
شفا دختر عبدالله بن عبد شمس
بلاذری از یک زن قریشی در میان 17 نفر باسواد هنگام ظهور اسلام یاد میکند، که خواندن و نوشتن میدانست. شفا، دختر عبدالله بن عبد شمس از مهاجران اولیه و از زنان فاضلهای بود (27) که به دستور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به حفصه همسر پیامبر كتابت آموخت (28).
ام سلمه
ام سلمه از فقهای زنان صحابه به شمار میرفت (29)؛ درباره علم و اجتهاد او كافی است كه بگوییم احادیثی كه ام سلمه از پیغمبر روایت كرده، بالغ بر 378 حدیث است (30) و روایات او در فضیلت علی علیهالسلام (31) و اشعارش درباره ولایت اهل بیت علیهمالسلام معروف است (32).
اسماء بنت عمیس
او از زنان فاضل و بزرگوار روزگار خویش و از اولین گروندگان به اسلام بود كه همراه همسرش جعفر طیار، برای پیشبرد اسلام به حبشه مهاجرت كرد و در سال فتح خیبر در سال هشتم به مدینه بازگشت. اسما، این راوی موثق رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم، از شهود و از تكذیبكنندگان حدیث جعلی «نحن معاشر الانبیاء لانورث، ما تركناه صدقه» (33) و از راویان حدیث غدیر است. قریب 30 تن از بزرگان حدیث شیعه و سنی از اسماء روایت نقل كرده و او را توثیق كردهاند (34).
سكینه دختر امام حسین علیهالسلام
بنابر نقلهای معتبر تاریخی، مادر او رباب است. امام حسین علیهالسلام علاقه زیادی به ایشان داشت. اشعار بلند ایشان در رثای پدر بزرگوارشان در تاریخ ثبت است. ابن خلكان میگوید: سكینه، بزرگترین زنان عصر خود بود و زیباترین و ظریفترین و نیكوترین آنها در اخلاق و فضیلت به شمار میرفت (35).
(در همین زمینه: مادر و دختری که امام حسین (ع) برایشان شعر سرودند/ شعرا و ادبای معروف از محضر سکینه (س) استفاده میکردند)
فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
دختر بزرگوار امام کاظم علیهالسلام از بانوان عالمه و فرهیختهای است که جماعتی از ارباب علم و حديث رواياتی از ايشان نقل و ایشان نيز رواياتی از آبای طاهرين خود نقل كردهاند. (36) مزار این بانوی بزرگوار در قم، همچنان ملجاء و مأوای شیعیان جویای حق و حقیقت است.
سعیده
در احوال سعیده خدمتگزار امام صادق علیهالسلام بیان شده است که او زنی صاحب فضل بود که نزد امام صادق علیهالسلام آموزش میدید. امام رضا علیهالسلام در مدح او فرمودهاند: «سعیده شناختی قوی نسبت به تفکرات مختلف داشت و بسیار دقیق تفکر صحیح را تشخیص میداد.» (37)
سیده نفیسه
نفیسه، دختر ابومحمد حسن بن زید از تبار امیر مؤمنان علی علیهالسلام و از زنان صالح و پرهیزگار بود. او در علم حدیث آنچنان تبحر داشت كه بسیاری از دانشمندان نامی و مجتهدان از جمله امام شافعی به هنگام اوج نامآوری خود در فسطاط مصر، پای درس او مینشستند و استماع حدیث میكردند. هنگامی كه امام شافعی فوت كرد، جنازه او را به خانه سیده نفیسه بردند و او نماز خواند (38).
مادر حسن بصری
بنا به گفته ابن خلكان، مادر حسن بصری، در زمانی كه پسرش حسن به نقل داستانهای دینی و تشكیل مجالس درس برای مردان مشغول بود، برای زنان داستانهای دینی تعریف کرده و با سخنان پندآمیز آنان را موعظه و ارشاد میكرد (39).
روایت و نقل حدیث تنها یک بعد از ابعاد فرهنگی زنان آن روزگار بود، اما محدود به آن نبود. زنان در آن دوره به همان میزان که روایتگر و اسلامشناس بودند، شاعر و ادیب هم بودند. چنانچه در مورد سکینه، دختر امام حسین علیهالسلام بدان اشاره شد.
زنان، در طبابت نیز وارد بودند؛ به عنوان مثا
ل زينب دختر بنیاود، چشمپزشك كاردان و ماهری بود که در ميان عرب شهرت داشت. حماد ابن اسحاق از پدرشنقل میكند: پيش زنی از قبيله بنیاود رفتم تا چشم دردم را درمان كند و او درمان كرد و آنگاه گفت: كمی چشمت را فرو بند تا دارو درون آن رود، چشمم را فرو بستم و شعری که در وصف زن طبیبی بود را خواندم. زن چشمپزشك تبسم كرد و گفت: میدانی اين شعر درباره چه كسی سروده شده است؟ گفتم: نه! گفت: به خدا درباره من، من همان زينبم كه در شعر است و پزشك قبيله بنیاود (40)..
نتیجهگیری :
با اندکی تأمل میتوان دلیل این تأکیدات دین بر علمآموزی، خصوصاً در زنان را دریافت:
1. زنان نیمی از جامعهاند که از حقوق برابری با نیم دیگر آن جامعه برخوردارند. مقام معظم رهبری درباره تشویق زنان به برخورداری از این حق میفرمایند: «نگاه اسلام نسبت به زن و مرد، نگاه انسان است؛ در مسئله انسانیت، سِیر مقامات معنوی، استعدادهای فراوان فکری و علمی هیچ تفاوتی نیست.» (41) «دانش، چیز بسیار عزیزی است و من طرفدار این هستم که زنان در جامعه ما در همه رشتهها دانشمند بشوند.» (42)
2. تعلیم زنان، تعلیم تمام جامعه است. آگاهی زنان، نه تنها آگاهی خود ایشان که آگاهی تمام افراد وابسته به آنهاست. هرچه سطح دانش و معرفت زنان بالاتر رود، نسل آینده که در دامان آنان تربیت مییابند، رشد بیشتری خواهد یافت. ارتقای فکر و عمل جامعه تا حد بسیاری مرهون تربیت مادرانی است که در حساسترین ایام زندگی فرد، ایام حکشدن عمیق آموزهها در ذهن، معارف و آداب را در ذهن و وجود فرزندان خود تثبیت کردهاند.
3. آموزش است که زنان را مدیر معنوی خانواده خواهد کرد؛ بدون آموزش نمیتوان از زن توقع آرامشگری و حمایت از مرد را داشت. باید دانست، باید دین و ظرایف آن را شناخت تا در هنگام نیاز، حامی مرد شد و او را حمایتگرانه به میدان فرستاد. مقام معظم رهبری دغدغهمندانه میفرمایند: «از جمله کارهای بسیار اساسی، باسوادکردن زنان است. از جمله کارهای بسیار مهم، کتابخوانکردن زنان است. …این کتابها معارف بشری است که ذهنها را برای بهتر فهمیدن، بهتر اندیشیدن، بهتر ابتکار کردن، و در موضع بهتر و صحیحتری قرار گرفتن، آماده میکند.» (43)
4. در مرحله آخر این حیات و حضور و آگاهی زنان است که میتواند جامعهساز و تحولآفرین باشد. مقام معظم رهبری در اینباره میفرمایند: «بیداری زنان، احساس شخصیت و هویت در میان بانوان، آگاهی و بصیرت در میان جامعه زن، تأثیرش بر روی بیداری اسلامی و عزت اسلامی یک تأثیر مضاعف است.» (44)
منابع
1. سوره زمر، آیه9.
2. سوره مجادله، آیه11.
3. سوره آلعمران، آیه7.
4. سوره اسراء، آیه107.
5. سوره سبا، آیه6.
6. سوره مجادله، آیه11.
7. سوره رعد، آیه16.
8. سوره نساء، آیه162.
9. الكافي، ج1، ص30، ح1/ وسایل الشيعه، ج27، ص26، ح33115/ بحارالانوار، ج1، ص172، ح26.
10. الكافي، ج1، ص34، ح1.
11. بحار الانوار، ج 1، ص 180.
12. وسایل الشیعه، ج14، ص13.
13. همان، ج14، ص19-20.
14. همان، ج15، ص188.
15. کنز العمال، ح45953.
16. بحار الانوار، ج74، ص80.
17. وسایل الشیعه، ج 14، صص 127-126.
18. صحیح بخاری، ج1، ص30، كتاب العلم/ ابوعبیده، عنایه النساء بالحدیث النبوی، ص56.
19. بیانات در جمع زنان شهر ارومیه: 28/6/1375.
20. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 2، ص284، ترجمه ج2، ص 383.
21. مطهری، گفتار ما، ص122-136.
22. اسماء فهمی، مبادی التربیه الاسلامیه، ص152.
23. ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج5، ص219-483.
24. ابن اثیر، اسدالغابه، ج5، ص389.
25. در تنقیح المقال مامقانی، ج3، ص69-83/ معجم رجال الحدیث، ج23، ص170-201/ اسدالغابه، ج5 و… احوال این بانوان مورد بررسی قرار گرفته است.
26. تاریخ دانشگاههای اسلامی، ص369.
27. طبقات ابن سعد، ج8، ص196.
28. بلاذری، فتوح البلدان، ص459-458.
29. ذهبی، مرآه الجنان، ج1، ص37.
30. زركلی، الاعلام، ج9، ص104.
31. المستدرك علی الصحیحین، ص130.
32. المناقب، ج3، ص130.
33. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج19، ص2.
34. الطبقات الكبری ص280.
35. ابن خلكان، وفیات الاعیان، ج2، ص131.
36. بحارالانوار، ج60، ص216.
37. رجال کشی، ص366.
38. وفیات الاعیان، ج 5، ص56-57.
39. همان، ج1، ص160.
40. عيونالانباء فیطبقات الاطباء، ص181.
41. بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور: 30/1/1393.
42. بیانات در دیدار اعضای شورای فرهنگی اجتماعی زنان: 4/10/1370.
43. همان.
44. بیانات در دیدار در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس جهانی زنان و بیداری اسلامی: 21/4/1391.
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1397-02-04] [ 01:42:00 ب.ظ ]
|