ازمؤمنان طبيعت
نشانی مسجد را پرسیدم، کوه را نشانم دادند.
می خواستم حافظ قرآن شوم؛ حافظ درختان شدم، حافظ پرنده ها، حافظ آب. که هر درخت آیه ای بود و هر پرنده آیه ای و هر قطره آب ، آیه ای.
سجاده خواستم زمین را زیر پایم گستردند، خواستم که پیشانی بر مهر بگذارم ، هزاران ستاره به من دادند…
من مسلمانی را در مکتب روستا آموختم جایی که بر هر دمی شکری واجب بود.
ما ایمان آورندگان طبیعتیم و شاکران نعمت آب و باد و خاک و آتش…

#عرفان_نظرآهاری
افتخار میکنم که زاده ی روستای م 

                                       

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...