کوک چهارم |
![]() |
? ڪوڪِ چـــهارم
✍شخصی کفشش را برای تعمیر نزد
کفاش می برد کفاش نگاهی به کفش
کرده می گوید: این کفش #سـه کوک
می خواهد و اجرت هر کوک دهتومان
می شود که در مجـموع خرج کفش
می شود ســی تومان.
مشتری قبول می کندپول را میدهد
و می رود تا ساعتی دیگر برگردد و
کفش تعمیر شده را تحویل بگیرد..!
کفاش دست بکار می شود کوک اول
کوک دوم و در نهایت کوک سـوم و
تمام اما با یک نگاه عمـیق در میابد
اگر چه کار تمام است ولی #یـــڪ
کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر
می شود و کفش کفشتر خواهد شد.
از یک سو قــــرار مالی را گذاشته و
نمیشود طلب اضافه کند و از ســوی
دیگر دو دِل است که کوک #چــهارم
را بزند یا نزد او میان نفع و اخلاق و
میان دل و قاعده تـوافق مانده است
یک دو راهی ســاده که هـیچ کدام
خلاف عقل نیست اگر کوک چهارم را
نزند هیــچ خلافی نکرده اما اگر بزند
#انســــانیت به خــرج داده است..
?دنیا پُر از #فـــرصت کوک چهارم
است و مـن و تو ڪفاش های دودل!
????
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-06-31] [ 12:37:00 ب.ظ ]
|