#کمال انسان در محاسبة اعمال |
![]() |
کمال انسان در محاسبة اعمال
بلند طبعی و بریدن طمع و امید از دیگران در راه تقویت عمل، بر هر مسلمانی لازم است. با رعایت این اصلِ اساسی است که شخصیتِ عملی انسان محفوظ میماند و در پرتو آن میتواند سربلند و به دور از وسوسههای شیطان درون و برون زندگی کند. آن کسی که به دنبال بررسی و محاسبة دقیق اعمال و کردار خویش است، خود را عزیز کرده و شخصیت ایمانی خود را نیز حفظ کرده است.
مراعات این اصل در بعضی از افراد بیش از دیگران است. وقتي به مكه مشرف شدم، در كنار كعبه مردي را ديدم كه نشسته و مشغول عبادت بود، دفترچهای نیز به همراه داشت و میدیدم که آن را از جیبش بيرون آورد و مرتب آن را نگاه میکرد و مینالید. کنجکاو شدم که چرا اين كار را ميكند؟! لحظاتي او را زير نظر داشتم تا اینكه متوجه من شد و گفت: اگر بخواهيد میتوانید این دفترچه را ببینید! دفترچه را که نگاه کردم، دیدم که بالای هر صفحه تاريخ زده شده و پایین همان صفحه نوشته شده بود كه مثلاً «در ساعت فلان در فلان اداره کار دارم و …»، بعد هم نوشته بود که «چرا در آنجا فلان حرف را زدم؟» یا «این کارم در فلان مکان درست نبود!» و یا «در فلان جا غیبتی را مرتکب شدم و …»، تمام روزهاي خودش را در آن دفترچه محاسبه کرده بود. هنگام خداحافظی به من گفت: این دفترچة گناهانم میباشد، من اینها را میشمارم، ولی میدانم که خدای من بیش از این را میشمارد!.
از این داستان باید درس بگیریم و هر لحظة از عمر خود را در راه رسیدن به معروف حقیقی و کمال واقعی صرف کنیم و همیشه خود را آمادة دریافت الطاف رحمانیة الهی کنیم؛ چون وقتی به ما بگویند: «لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها؛[1] هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟!»، دیگر پشیمانی سودی نداشته و اجازة برگشت هم برای جبران گذشته نخواهند داد. انسان اگر به جای عارفنگری، معروفنگر باشد و اگر بجای الفاظنگری، معناگرا باشد، اندیشهاش زیبا شده و ترسیم اهدافِ نامحدود برایش آسانتر و روشنتر خواهد شد.
دقت در آثار الهی برای رسیدن به کمال
گاهي اوقات انسان با دقت در آثار خلقت الهی، به خدا كه همان كمال واقعي است ميرسد؛ مثل آن حشره شناس آلماني كه ميگوید: من خداشناس نبودم اما رشتهاي كه در آن تحصيل ميكردم (حشرهشناسی) مرا به جايي رساند كه گفتم مگر میشود این نظام بدون مدیر و مدبّر باشد؟ اين امکان ندارد! وقتي در زندگي حشرات دقت كردم، شگفتيهاي زيادي ديدم كه مرا عميقاً در فكر فرو برد و فهميدم كه اين جهان نميتواند بدون خالق باشد؛ از جمله اینکه حشرهای را دیدم که از مگس بزرگتر و از زنبور عسل کوچکتر بود، این حشره کرم خاکی را شکار کرده و طوری نیش میزد که نمیرد، بعد روی این کرم تخم میگذاشت و آنجا را ترک میکرد. تعجب کردم که چرا این حشره، کرم خاکی را نمیکُشد!
بعد از تحقیق دریافتم که حق با این حشره است، چراکه اگر نیش جانداری به کرم خاکی بزند کرم میمیرد و متعفن میگردد، لذا کرم تا بیرون آمدن نوزاد حشره از تخم، زنده میماند و وقتی نوزادش متولد شد از این کرم تغذیه میکند. از کار حشره دریافتم که مگر میشود جهان مدبری نداشته باشد.
بر این اساس است که قرآن کریم به ما میفرماید: «فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّه»؛ در آثار رحمت خداوند نظر بکنید تا در رسیدن به هدف و کمال واقعی از این آثار درس بگیرید.
توجه به آثار ائمه علیهالسلام رمز کمالِ انسانی یکی از مهمترین اسباب موفقیت و رسیدن به کمال، توجه زیاد به زیارات و توسّل به ائمة اطهار علیهمالسلام مخصوصاً وجود ذیجود و مسعود واسطة غیب و شهود حضرت بقیّة الله الاعظم عجلاللهتعالیفرجهالشریف است. همین توسّلات آدمی را در تحصیل کمال و کسب درجات نفس، فراوان یاری میدهد. پس نباید از آن غافل بود.
محدث قمی رحمهالله مینویسد: سیّد نعمت الله جزائری چون در اوایلِ تحصیل قادر بر تهیّه چراغ برای مطالعه نبود، از نورِ مهتاب استفاده میکرد و بر اثر کثرت مطالعه و نوشتن، چشمش ضعیف و کم نور شد. از اینرو تربت سیدالشهدا و سائر ائمه علیهمالسلام را به چشم خود میکشید و از برکت آن تربتها روشنی دیدهاش افزون میگشت.
محدث قمی اضافه میکند: این موضوع ابداً جایِ شگفتی نیست، زیرا بعضی نقل کردهاند که افعی وقتی کور میشود، چشمانش را به گیاهی میمالد و بر اثر آن، دوباره بینا میشود. وقتی خداوند متعال در آن گیاه این خاصیت را قرار داده است، چه عجب که در تربت فرزند پیامبر صلیاللهعلیهوآله چنین اثری وجود داشته باشد؟!
ایشان میافزاید: این احقر نیز هرگاه به سبب زیاد نوشتن چشمم ضعفی پیدا میکند، تبرّک میجویم به ترابِ مراقد ائمه علیهمالسلام و گاهگاهی به مسّ کتابتِ احادیث و اخبار، و بحمدالله چشمم در نهایتِ روشنی است و امیدوارم که إنشاءالله در دنیا و آخرت چشمم به برکات ایشان روشن باشد.[2]
فرزندِ بزرگ محدث قمی میگوید:
فراموش نمیکنم زمانی که در نجف اشرف بودیم، پدرم یک روز صبح – در حدود سال 1357ق یعنی دو سال قبل از وفاتشان – از خواب برخاستند و گفتند: «امروز چشمم به شدت درد میکند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم» و بسیار غمگین به نظر میرسید. تقریباً زبانِ حالش این بود که شاید خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله مرا از خود طرد کرده باشند. آن مرحوم عادت داشت که گاهی این مطلب را با تأثّر میگفت و میگریست. من در آن اوقات مشغولِ تحصیل بودم. به مدرسه رفتم و ظهر که به خانه برگشتم، دیدم ایشان مشغولِ نوشتناند. عرض کردم: چشمتان بهتر شد؟ فرمود: «درد به کلی مرتفع گردید». سؤال کردم: چگونه معالجه فرمودید؟ پاسخ داد: «وضو گرفتم و مقابلِ قبله نشستم و کتاب کافی را به چشم کشیدم، درد چشمم برطرف شد». تا پایانِ عمر دیگر به درد چشم مبتلا نگردید.[3]
آیت الله بروجردی رحمهالله نیز فرمودهاند:
دورانی که در بروجرد بودم، چشمانم کم نور شده بود و به شدت درد میکرد، تا اینکه روز عاشورا هنگامی که دستههای عزاداری در شهر به راه افتاده بود، مقداری گِل از روی سرِ یکی از بچههای عزادار دسته – که به علامت عزاداری گِل به سر خود مالیده بود – برداشتم و به چشمان خود کشیدم. در نتیجه چشمانم دید و نور خود را بازیافت و دردش تمام شد. ایشان تا آخر عمر هیچ گاه به عینک نیازی نداشت.[4]
حضرت امام خمینی قدسسرهالشریف نیز در تمام مدت اقامت خویش در نجف اشرف، جز در موارد استثنائی، برنامة زیارت هر شبة ایشان ترک نشد. در اغلب ایّام زیارتی، در کنار قبر امام حسین علیهالسلام بودند و دهة عاشورا هر روز زیارات عاشورایی معروف را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن میخواندند.
علاقة امام به اهل بیت علیهمالسلام وصف ناشدنی است. امام عاشق آنها بود، عاشقی که تا صدای «یاحسین» بلند میشد بیاختیار اشک میریزد. امام با اینکه در برابر مصیبتها صابر بود و حتی در برابر مشکلاتی چون شهادت حاج آقا مصطفی اشک نریخت، اما به مجرد اینکه یک روضهخوان میگفت: «السلام علیک یا اباعبدالله» قطرات اشک از دیدگانش فرو میچکید.[5]
[1] . سوره کهف، آیه49.
[2] . القواعد الرضویه، ص695.
[3] . حاج شیخ عباس قمی مرد تقوا و فضیلت، ص56و57.
[4] . سیمای فرزانگان (رضا مختاری)، ص164.
[5] . سیمای فرزانگان، ص150.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1396-11-11] [ 07:47:00 ب.ظ ]
|