بیت الزینب


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


 



     ‌ دانی که چرا ماه رمضان ماه خداست

یا آنکه چرا حساب این ماه جداست؟

یا آنکه چرا باب کرم مفتوح است؟

زیرا که تولد حسن عشق خداست

ای کوی تو قبله ی مراد ادرکنی

ای داد رس روز معاد ادرکنی

ای گشته زفرط جود و احسان وعطا

مشهور و ملقب به مجتبی ادرکنی

میلاد با سعادت امام حسن مجتبی مبارک باد

?????????

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1396-03-20] [ 01:22:00 ق.ظ ]




ظهور عشق:

حدیث ? روز

 

? امام على (ع) :

 

 

[رمضان] ماهى است كه خداوند، روزى ها و عمرها را در آن میافزايد و زائران خانه اش را معيّن میكند.

فضائل الشهر الثلا ثة،ص108

 

??????

 

‍ آیت الله بهجت:

 

امام زمان (علیه السلام ) به شخصی که اجازه ملاقات میخواست ، پیغام فرستادند

 

 و فرمودند:

(( شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم.))

 

 اسرار ولایت

 

‍ رسول خدا صلّ الله علیه و آله

«لِكُلِّ شَی‏ءٍ بابٌ وَبابُ الْعِبادَةِ اَلصَّوْمُ»

هر چیزی دروازه ای دارد و دروازه عبادت #روزه است(محجة البیضاء،ج۲ص۱۲۲)

با روزه داری دیگر عبادات نیز رونق می گیرند و استوار می شوند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ق.ظ ]




الهـي

باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي

الهـي

گرفتار آن دردم كه تو دواي آني و در آرزوي آن سوزم كه تو سرانجام آني

الهـي

هر دلشده اي با ياري و غمگساري و من بي يار و غريبم

الهـي

چراغ دل مريداني و انس جان غريباني، كريما آسايش سينه محباني و نهايت همت قاصداني

الهـي

جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

الهـي

اين چيست كه با دوستان خود را كردي كه هر كه ايشان را جست ترا يافت و تا ترا نديد ايشان را نشناخت

الهـي

عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم

الهـي

بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلاي خود گرفتار مكن

الهـي

چون به تو بنگريم شاهيم و تاج بر سر وچون بخود تگريم خاكيم و از خاك كمتر

الهـي

هر كس تو را شناخت هرچه غير تو بود بينداخت

 

“خواجه عبدالله انصاری “

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ق.ظ ]




‍، ? ? ? ? ? ? ? ✍ #دلنوشتــــــه?

 

گفت: راستی جبهه چطور بود؟؟ 

گفتم : تا منظورت چه باشد …

 

گفت: مثل حالا رقابت بود؟؟ گفتم : آری…

گفت : در چی؟؟ گفتم :در خواندن نماز شب…

گفت: حسادت بود؟؟ گفتم: آری…

گفت: در چی؟؟ گفتم: در توفیق شهادت…

 

گفت: جرزنی بود؟؟ گفتم: آری…

گفت: برا چی؟؟ گفتم: برای شرکت در عملیات …

 

گفت: بخور بخور بود؟؟ گفتم: آری …

گفت: چی میخوردید؟؟ گفتم: تیر و ترکش …

 

گفت: پنهان کاری بود ؟؟گفتم: آری …

گفت: در چی ؟؟ گفتم: نصف شب واکس زدن کفش بچه ها …

 

گفت: دعوا سر پست هم بود؟؟گفتم: آری …

گفت: چه پستی؟؟ گفتم: پست نگهبانی سنگر کمین …

 

گفت: آوازم می خوندید؟؟ گفتم: آری …

گفت: چه آوازی؟؟ گفتم:شبهای جمعه دعای کمیل …

 

گفت: اهل دود و دم هم بودید؟؟ گفتم: آری …

گفت: صنعتی یا سنتی؟؟ گفتم: صنعتی ، خردل ، تاول زا ، اعصاب …

 

گفت: استخر هم می رفتید؟؟ گفتم: آری …

گفت: کجا؟؟ گفتم: اروند، کانال ماهی ، مجنون …

 

گفت: سونا خشک هم داشتید ؟ گفتم: آری …

گفت: کجا؟؟ گفتم:تابستون سنگرهای کمین ،شلمچه، فکه ،طلائیه…

 

گفت: زیر ابرو هم برمی داشتید؟؟ گفتم: آری …

گفت: کی براتون برمی داشت؟؟ گفتم: تک تیرانداز دشمن با تیر قناصه …

 

گفت: پس بفرمایید رژ لبم میزدید؟؟ گفتم: آری …

خندید و گفت: با چی؟؟ گفتم: هنگام بوسه برپیشونی دوستان شهیدمان

 

سکوت کرد…گفتم: بگو …بگو …

زیر لب گفت: شهدا شرمنده ام …

 

، ? ? ? ? ? ? ?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ق.ظ ]




دلنوشته های یک طلبه:

شب جمعه است…هوایت نکنم می میرم

یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

 

ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی

از فراق تو شکایت نکنم می میرم

 

سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است

سجده بر تربت پایت نکنم می میرم

 

دوریت درد من و نام تو درمان من است

تا خود صبح صدایت نکنم می میرم

 

به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم

هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم

 

“وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد

من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم”

 

جان ناقابل من کاش فدای تو شود

اگر این جان به فدایت نکنم… می میرم!

 

شعرهایم همگی درد فراق است… ببخش

صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم

 

شاعر : محمد جواد شیرازی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




  ? قدم اول برای رسیدن به حال خوش معنوی چیست؟

 

#راه_های_رسیدن به #حال_خوش_معنوی و #نشاط_در_زندگی

 

#استاد_پناهیان:

 

?حال خوش معنوی یعنی لذت بردن از اینکه احساس کنی در پناه خدا هستی! این کِیف- از یک مرحله‌ای به بعد- اشک آدم را هم جاری می‌کند.

 

?هر گریه‌ای نشانۀ حال خوش معنوی نیست؛ این گریه باید ناشی از یک قلب #شاد باشد. حال خوش معنوی به غمگین بودن نیست، به داشتن یک سلسله شادی‌های بسیار عمیق و معنادار است! ما معمولاً وقتی خیلی دل‌مان گرفته و مشکلات هجوم آورده سراغ عبادت و دعا می‌رویم و در خانۀ خدا ناله می‌زنیم، در‌حالی‌که اصلش این است که وقتی سرشار از شادی و نشاط هستی، دنبال دعا و عبادت باشی تا از خدا تشکر کنی.

 

?حال خوش معنوی یعنی اطمینان و نداشتن نگرانی! و #قدم_اول برای رسیدن به حال خوش معنوی این است که به خدا اطمینان پیدا کنی. أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ یعنی با ذکر خدا آرام شو تا نگرانی‌هایت برطرف شود. #آیت_الله_بهجت میفرمود: اگر همان‌قدر که بچه به مادرش اعتماد دارد، به خدا اعتماد داشتیم، مشکلی نداشتیم!

 

? #حال_خوش_معنوی یعنی دیدن کبریایی خدا و لذت بردن از عظمت و شکوهش. الله اکبر یعنی: خدایا! تو چه باعظمت و باشکوهی!

 

? #حال_خوش_معنوی یعنی لذت بردن از اینکه در بغل خدا هستی؛ عین یک کودک که وقتی بین غریبه‌ها، به بغل پدر و مادرش می‌رود، کِیف می‌کند.

 

? #حال_خوش_معنوی یعنی لذت بردن از اینکه احساس کنی در پناه خدا هستی! این کِیف- از یک مرحله‌ای به بعد- اشک آدم را هم جاری می‌کند.

 

? #حال_خوش_معنوی یعنی چشیدن حلاوت و شیرینی ذکر خدا، نه چشیدن غم و اندوه ناشی از بدبختی!

 

? نشاط در زندگی یعنی قدرت‌مندانه زندگی کردن و #عدم_وابستگی، چون هر وابستگی دنیوی نشاط آدم را می‌گیرد. اما نشاط معنوی یعنی احساس ضعف و کوچکی و #وابستگی نسبت به خدا؛ و این ضعف و وابستگی به خدا حس بسیار خوبی به آدم می‌دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-03-18] [ 01:34:00 ب.ظ ]




 ?❤️???❤️???❤️

❤️

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛

            ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛

            ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛

 

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ

ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛

                   ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛

                   ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛

 

ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ،

ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ

ﺍﻣــــﺎ؛

ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ:

         ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﺩﻟﻲ،

         ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ،

         ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥِ ﺣﻘﻲ،

 

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ

         ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ

 

ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ 

ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ 

 

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ ،

 

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ

ﺟﺰ ﺑﻲ ﻓﮑﺮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ

              ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻥِ ﺩﻟﻲ

 

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ،

ﺧــــﺪﺍﻱِ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻫﺎﺳﺖ.

 

ترجیح می دهم با کفش هایم درخیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم….

                                                

دکتر شریعتی

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-03-17] [ 02:26:00 ب.ظ ]