# عاشق واقعی |
![]() |
عاشق واقعی از دیدگاه مرحوم «ملکی تبریزی»
مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بیان زیبایی دارد، میفرماید: انسانِ راسخ کسی است که عاشق خدا شود و عاشق خدا کسی است که همه تعلّقات و اضافات را بشناسد؛ چه چیزی مرا بسته نگه میدارد؟ آنرا بشناسم. چه چیزی مانع عروج من میشود و نمیگذارد به معراج سفر کنم؟ آنرا بشناسم. و لذا فرمود: عاشقِ دربسته نمیتواند ببیند، عاشق مرتبة محدود نمیتواند ببیند و هر چه میبیند مرتبة نامحدود است.
در ادامه میفرماید: عاشق حدّ یَقِف ندارد، حدّ لایَقِف دارد، به هیچ وجه توقف ندارد و همواره میخواهد پرواز کند، جایگاهش محدود نیست و لذا خود ایشان در جای دیگر میفرماید که: خدایا مرا با این قلبم مؤاخذه نکن! من دلم درد است. بعد اینگونه مینویسد که والله! عمل کنید، والله! عمل کنید، والله! عمل کنید؛ بارها گفتم که من با عمل به خدا رسیدم، من صدای غیب را میشنوم، من با این عشقی که دارم صدای غیب را میشنوم. برای نماز مرا بیدار میکنند و وقتی بیدار میشوم کسی را نمیبینم، میفهمم که پیک مخصوص بوده است که معشوقم برایم فرستاده است.[1]
نیاز امروز بشر به آموزش معنویت
امروزه باید برای نسل جوان برنامه داشت، باید حال و هوای دعا و ندبه را به آنها آموزش داد. مگر علمای گذشته چگونه موفق بودند؟! حالات معنوی خود را به دیگران آموزش میدادند. اگر معلّم شاداب و سرزنده باشد شاگرد هم از او کسب انرژی میکند و حال او هم تغییر میکند. اساتید و خطبای ما هم باید دقت کنند تا موجب آزردگی روح و جان مستمعین نشوند و بندگان خدا را دینگریز نکنند.
مردم تمام حالات و رفتار استاد و خطیب را زیر نظر دارند. در قرائت دعاها، در مراسم مذهبی، کیفیت قرائت، فراز و فرود و محتوای دعا خیلی مهمّ است، خواننده باید به گونهای بخواند که مستمع توجه پیدا کند که الآن باید گریه کند یا نه! اگر غیر از این شد، جنبة دافعه پیدا میکند و مردم هم جاهل بار میآیند.
موازنه را باید به صورت صحیح به دست مردم داد، بین سخنرانیها و مداحیها باید موازنه باشد تا ذهنیت مردم نسبت به آنچه که باید
بفهمند تخریب نشود.
عدم پیروی از جاهلیت در بزرگداشتها
در ولادت و شهادت ائمة طاهرین باید موازنه را رعایت کرد، نه اینکه مردم را با سوت و کف به بیراهه بکشانیم، سوت و کف که عبادت نیست، با اینها که حوائج مردم برآورده نمیشود! عبادت مشرکین سوت و کف بود. قرآن کریم میفرماید: «وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ به ما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ»[2]؛ «(آنها كه مدّعى هستند ما هم نماز داريم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چيزى جز «سوت كشيدن»، «كف زدن» نبود، پس بچشيد عذاب (الهى) را به خاطر كفرتان!».
در تاريخ مىخوانيم كه گروهى از اعراب در زمان جاهليت به هنگام طواف خانة كعبه لخت مادرزاد مىشدند، و صوت مىكشيدند و كف مىزدند و نام آن را عبادت مىگذاشتند، و نيز نقل شده هنگامى كه پيامبر در كنار حجر الاسود رو به سوى شمال مىايستاد (كه هم مقابل كعبه باشد و هم بيت المقدس!) و مشغول نماز مىشد، دو نفر از طائفه «بنى سهم» در طرف راست و چپ آن حضرت مىايستادند يكى «صيحه» مىكشيد و ديگرى «كف» مىزد تا نماز پيامبر را مشوش كنند.
قرآن کریم در تعقيب اين جمله مىگويد اكنون كه همه كارهاى شما حتى نماز و عبادتتان اين چنين ابلهانه و زشت و شرمآور است، مستحق مجازاتيد «پس بچشيد عذاب الهى را به خاطر اين كفرتان».
هنگامى كه انسان صفحات تاريخ عرب جاهلى را ورق مىزند و قسمتهايى از آن را که در قرآن آمده مورد بررسى قرار مىدهد، با كمال تعجب میبیند که در عصر ما كه به اصطلاح عصر فضا و اتم نيز است، كسانى هستند كه با تكرار اعمال زمان جاهليت، خود را در صف عبادت كنندگان مىپندارند، آيات قرآن و گاهى اشعارى كه در مدح پيامبر و على میباشد را با نغمههاى موسيقى توأم مىكنند و حركاتى شبيه رقص به سر و گردن و دستهاى خود مىدهند، و نام آن را بزرگداشت اين مقدسات مىگذارند، اين اعمال گاهى به نام وَجد و سماع و زمانى به نام ذكر و حال و گاهى به نامهاى ديگر در خانقاهها و غير خانقاهها انجام مىگيرد. در حالى كه اسلام از همه اين كارها بيزار است و اين اعمال نمونه ديگرى از اعمال جاهلى است.[3]
[1]. اسرار الصلاه، ص321.
[2]. سوره انفال، آیه35.
[3]. تفسیر نمونه، ج7، ص158.
فرم در حال بارگذاری ...
[پنجشنبه 1396-11-12] [ 01:09:00 ق.ظ ]
|