#نماز، اوج رسیدن به هدایت و کمال |
![]() |
نماز، اوج رسیدن به هدایت و کمال
براي رسيدن به معشوق، مهمتر از آدرسی که ما را به او میرساند، چشم بينايي است كه بتواند آن آدرس را ببيند؛ خداوند آدرس بندگي و اطاعت را كه همان رسيدن به معبود است به همه داده است و اگر ما نرسيديم نقص و اشكالي در آدرس نيست، بلكه نقص در ظلمت و گناهی است كه مانع رسيدن به خداوند ميشود.
آن آدرس همان نمازهای یومیه است که خشوع در آن از ویژگیهای سالک واقعی بوده و حالت توجه در نماز، انسان را به خداوند پیوند داده و چنان غرق در تفکر و حضور و راز و نیاز با او میکند که تمام ذرات وجودی انسان را متحیّر میسازد و در همین لحظات است که اوج خودسازی و تربیت انسانی و تهذیب و تکمیل روح و نفس برای انسان پدید میآید.
در حدیثی از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میخوانیم که جوانی از انصار نماز را با حضرت ادا میکرد، اما با این حال به گناهان زشتی آلوده بود. این ماجرا را به حضرت عرضه داشتند، فرمود: «إِنَّ صَلَاتَهُ تَنهَاهُ یَوماً»؛[1] سرانجام نمازش روزی او را از این اعمال پاک میکند.
در حدیث دیگری دربارة لزوم رعایت حضور قلب در نماز میخوانیم که پیامبر صلیاللهعلیهوآله مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی میکند، فرمود: «أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُه»؛[2] اگر او را در قلبش خشوع بود اعضای بدنش نیز خاشع میشد.
امام باقر علیهالسلام فرمود: مردى وارد مسجدى شد كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حاضر بودند، نماز گزارد و سجدهاش را چنان كه شايد انجام نداد. پيامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «نوك بر زمين زد، آنچنان كه كلاغ نوك بر زمين مىزند و اگر با همين حال بميرد بر آيين ديگرى غير از آيين محمد مرده است».[3]
به همین مضمون روایتی از امام صادق علیهالسلام وارد شده است که فرمودهاند: اميرالمؤمنين على علیهالسلام مردى را ديدند كه شتابان و بدون رعايت طمأنينه نماز مىگزارد، از او پرسيدند: چند وقت است كه چنين نماز مىگزارى؟ گفت: مدتى است! فرمودند: مثل تو در پيشگاه خداوند مثل كلاغ است كه نوك به زمين مىزند، اگر با اين حال بميرى به آيين ابو القاسم صلیاللهعلیهوآله نخواهى مرد. سپس اميرالمؤمنين فرمود: «همانا دزدتر دزدان كسى است كه از نماز خود مىدزدد».[4]
گفتار خود را در زمینة نماز با حدیث جامعی که از امام رضا علیهالسلام نقل شده پایان میدهیم: امام در پاسخ نامهای که از سرّ نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
«علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است و مبارزة با شرک و بتپرستی و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار. همچنین هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. علاوه بر اینکه مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل میگردد، سبب میشود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند، روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز میدارد و از انواع فساد جلوگیری میکند».[5]
[1] . مجمع البیان، ذیل آیه45 سوره عنکبوت.
[2] . تفسیر صافی و تفسیر مجمع البیان ذیل آیة2 سوره مؤمنون.
[3] . همان، ص510.
[4] . روضة الواعظين (ترجمه مهدوى دامغانى)، ص511.
[5] . وسائل الشیعه، ج3، ص4.
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1396-11-10] [ 06:52:00 ب.ظ ]
|